دخول مستثنى در مستثنىمنه .
مانند سخن او :
خلا من الفضل غير أنّى * أراه فى الحمق لا يجارى
از فضيلت تهى است غير از اينكه من او را در حماقت بىمانند مىبينم .
و مانند : لا فضل للقوم الّا أنّهم لا يعرفون للجار حقّه .
فضيلتى براى آن قوم نيست مگر اينكه آنان حق همسايه را نمىشناسند .
و مانند : فلان ليس أهلا للمعروف الّا أنّه يسيىء الى من يحسن اليه .
فلانى شايستهء نيكىكردن نيست جز اينكه بدى مىكند به كسى كه به او نيكى مىكند .
و در فارسى مانند :
ندارد خلق از او درهم و دينار * ولى دارند از او آزار بسيار
و الثانى - أن يثبت لشىء صفة ذمّ ثمّ يؤتى بعدها بأداة استثناء تليها صفة ذمّ أخرى .
2 - قسم دوم اين است كه براى چيزى صفت نكوهيدهاى اثبات گردد سپس بعد از آن ، ادات استثناء همراه با صفت نكوهيدهء ديگرى بيايد .
مانند : فلان حسود الّا أنّه نمّام . فلانى رشكورزنده است مگر اينكه سخنچين است .
و مانند سخن او :
هو الكلب الّا أنّ فيه ملالة * و سوء مراعاة و ما ذاك فى الكلب
او سگ است مگر اينكه در او آزاررسانى و مراقبت ناپسند هست و در سگ نيست .
و مانند : الجاهل عدوّ نفسه إلّا أنّه صديق السّفهإ .
نادان دشمن خويش است مگر اينكه با نابخردان دوست است .
و مانند سخن او :
لئيم الطباع سوى أنّه * جبان يهون عليه الهوان
خصلتهاى او پست است مگر اينكه ترسو است و تحمل خوارى بر او آسان مىگردد .
و در فارسى مانند :
الحق اين مطرب ما گرچه بسى ناساز است * ليكن اين خاصيتش هست كه زشتآواز است
25 - التوجيه :
التّوجيه هو أن يؤتى بكلام يحتمل معنيين متضادّين على السّواء كهجاء و مديح و