دعاء للمخاطب ، أم دعاء عليه ليبلغ القائل غرضه بما لا يمسك عليه .
25 - توجيه : « 1 »
توجيه آوردن سخنى است كه بهطور برابر ، داراى دو معناى متضاد مثل نكوهيدن و ستودن ، دعا و نفرين باشد تا گوينده به هدفش برسد با سخنى كه بر آن مؤاخذه نمىشود و گرفتار نمىآيد .
كقول بشّار فى خياط أعور اسمه عمرو :
بشّار دربارهء خياط تكچشمى به نام عمرو گفته است :
خاط لى عمرو قباء * ليت عينيه سواء
عمرو براى من قبايى دوخت ، كاش دو چشم او مساوى بود .
فانّ دعاءه لا يعلم هل له أم عليه .
بىترديد اين دعا معلوم نيست به سود اوست يا به زيان او .
آيا خواسته چشم سالمش مانند چشم معيوبش باشد يا به عكس ؟
و شاعر فارسىگوى گفته است :
خانههاشان بلند و همت پست * يا رب اين هردو را برابر كن
و ديگرى گفته است :
اى كه به رخسار تو گل گشته خار * در ره سوداى تو فخر است عار
ديد چون محراب ابروى بتان عشوهساز * جاى آن دارد كه شيخ شهر بگذارد نماز
لفظ « بگذارد » محتمل دو معنى است : هم ترككردن هم به جا آوردن .
و مانند :
گفتم كه « يكى بوسه زنم بر دهنت » * اندر دهنم بود كه زد بر دهنم
« زد بر دهنم » محتمل تو معناست : 1 - بوسه زد . 2 - سيلى زد .
مانند :
گفتم : بنشينم به درت تا به درآيى * چندان بنشين - گفت - كه جانت به درآيد
« كه جانت به درآيد » محتمل دو معناست : 1 - محبوبت به درآيد . 2 - روحت بيرون آيد .
و مانند :
از من و تو يك كدام ناچار * بىمهر و وفاست يا تو يا من
هامش
( 1 ) - توجيه را محتمل الضدين و ابهام نيز مىنامند .