من خادع ممارق . « 1 »
مثل سخن حريرى در ستايش دينار : « چه گرامى است زر زردى كه زردى آن خوشايند است . » پس از اينكه دينار را اينگونه نكوهش كرده است : « نابود باد كه فريبنده و از دين بيرون برنده است . »
و در فارسى مانند :
مىكنم شكوه ز هجران و ز دانش خواهم * كه مرا بعد وصال آمد و گرديد و بال
هجر را باز كنم شكر و عزيزش دارم * كه پس از هجر ميسر شود البته وصال
23 - تأكيد المدح بما يشبه الذّم :
تأكيد المدح بما يشبه الذّم نوعان :
الاوّل - أن يستثنى من صفة ذمّ منفية عن الشىء صفة مدح بتقدير دخولها فيها .
23 - تأكيد مدح به آنچه شبيه نكوهش است :
تأكيد مدح به آنچه شبيه ذم است دو نوع دارد :
1 - از صفت نكوهيدهاى كه از چيزى نفى شده است ، صفت مدحى استثناء مىشود بنابر فرض اينكه صفت مدح در آن صفت ذم داخل است . ( به تعبير ديگر بنا بر فرض دخول مستثنى در مستثنىمنه ) مانند سخن او « 2 » :
و لا عيب فيهم غير أنّ سيوفهم * بهنّ فلول من قراع الكتائب « 3 »
هامش
( 1 ) - مقامات حريرى ، ص 31
( 2 ) - اين شعر از نابغه ذبيانى است .
( 3 ) - يعنى اگر شكستگى تيزى شمشيرها از درگيرى سپاهيان عيب باشد پس غير از اين عيبى در آنان نيست و معلوم است كه اين عيب نيست .
و مانند سخن ديگرى :و لا عيب فيهم سوى أنّ النزيل بهم * يسلو عن الاهل و الاوطان و الحشمعيبى در آنان نيست مگر اينكه هركس بر آنان وارد شود خانواده ، وطنها و خدمتكاران خويش را فراموش مىكند .
و مانند سخن او :و لا عيب فيه غير أنّ خدوده * بهنّ احمرار من عيون المتيّمعيبى در او نيست مگر اينكه گونههايش از چشمهاى شيفتهء او سرخ گشته است .
و مانند سخن او :ليس به عيب سوى أنّه * لا تقع العين على شبههعيبى ندارد جز اينكه چشم بر همانند او نمىافتد . -