فالحسيّان يشتركان : 1 - فى صفة مبصرة كتشبيه المرآة بالنّهار فى الاشراق و الشعر بالليل فى الظلمة و السواد .
جان سخن دربارهء تقسيم دو طرف تشبيه
نخست اينكه : تشبيه به اعتبار دو طرفش به چند قسم قسمت مىپذيرد : 1 - دو طرف حسى 2 - دو طرف عقلى 3 - مختلف ( يكى حسى و يكى عقلى )
آنجا كه دو طرف حسى است اشتراك دارند : 1 - در صفتى كه ديدنى است مثل تشبيه آيينه به روز در درخشش ، و تشبيه مو به شب در تيرگى و سياهى .
كما فى قول الشاعر :
فرعاء تسحب من قيام شعرها * و تغيب فيه و هو ليل أسحم « 1 »
فكاّنها فيه نهار مشرق و * كأنّه ليل عليها مظلم
آن زن گستردهگيسو آنگاه كه مىايستد گيسوانش را به زمين مىكشد و در آن پنهان مىگردد در حالى كه موهايش چونان شب تيره است .
گويى او در ميان موها روزى تابناك است و گويى آن گيسوان بر او بسان شبى تاريك است .
در اين مثال گيسو به شب تشبيه شده در سياهى ، و چهره به روز در روشنايى ، و هر دو ديدنى است .
2 - أو فى صفة مسموعة نحو غرّد تغريد الطيور و نحو سجع سجع القمرى ، و نحو أنّ أنين الثكلى و نحو أسمع دويّا كدوىّ النحل .
2 - يا آن دو طرف حسى اشتراك در صفتى دارند كه شنيدنى است ؛ مانند : « غرّد تغريد الطيور » آواز در گلو چرخاند چونان آوازكردن پرندگان .
صفت مشترك در اين دو آواز شنيدنى بودن است . « 2 »
« سجع سجع القمرى » بانگ برآورد مثل بانگ برآوردن قمرى .
در اين مثال هم وجهشبه ، صفت مشتركى است كه شنيده مىشود .
و مانند : « أنّ أنين الثكلى » « 3 » چون نالهء زن فرزندمرده ناله كرد .
هامش
( 1 ) - امرأة فرعاء : زنى كه موهاى او فراوان است . « أسحم » : سياه ، گرفته شده از « سحم » مانند تعب است .
( 2 ) - در فارسى مانند اين شعر خاقانى :گاه چو حال عاشقان صبح كند * گه چو حلّى دلبران مرغ كند نواگرىملوّنى
آواز مرغ را به آواز خلخال تشبيه كرده است .
( 3 ) - « أنّ » : فعل ماضى است .