در اين مثال « تبسّم » و « قطوب » دو مشبّه است كه باهم گرد آمده و « غيث » و « برق » نيز دو مشبّهبه است . [ توجه داشته باشيد كه در مصراع دوّم اين شعر تركيب جلوهء خاصى دارد . ]
و كقوله :
و ضوء الشهب فوق الليل باد * كأطراف الاسنّة فى الدروع
و پرتو شهابسنگها بر بلنداى شب آشكار است چونان اطراف سرنيزهها كه در زرهها فرو رفته باشد .
توجه كنيد اين شعر داراى يك تشبيه بيشتر نيست و تعدد ندارد ، و از باب تشبيه مركّب به مركّب است ؛ بنابراين تمثيل مؤلف به اين شعر براى تشبيه ملفوف غلط است .
2 - و التشبيه المفروق هو جمع كلّ مشبّه مع ما شبّه به .
و تشبيه مفروق ( جداشده ) گرد آوردن هرمشبّه با مشبّهبه است .
مانند :
النّشر مسك و الوجوه دنا * نيرو أطراف الأكفّ عنم « 1 »
بوى دهانشان چونان مشك ، چهرههايشان بسان دينارها و اطراف دستشان مانند ميوهء درخت عنم است . « 2 »
در اين مثال ، سه مشبّه و مشبّهبه جداجدا و كنار هم ذكر شده است .
و در فارسى مانند اين شعر مسعود سعد :
زمين چو كام نهنگ و گيا چو پنجهء شير * سپهر چون دم طاووس و شب چو پرّ غراب « 3 »
هامش
( 1 ) - اين شعر از مرقّش اكبر است . نام او عمر بن سعيد بن مالك يا عوف بن سعيد است . ( مترجم )
( 2 ) - عنم بر وزن صنم يك درخت حجازى است كه ميوهاى سرخرنگ دارد . ( مترجم )
( 3 ) - از همين دست است شعر ابن سينا :إنّما النفس كالزجاجة و العلم * سراج و حكمة اللّه زيت
فاذا أشرقت فانّك حىّ * و إذا أظلمت فانّك ميّتهمانا نفس چونان شيشه ، دانش بسان چراغ ، و حكمت خداوند روغن زيتون است . پس هرگاه افروخته شود تو زندهاى و آنگاه كه تاريك گردد تو مردهاى .
و مانند اين شعرهاى حافظ :زلف او دامست و خالش دانهء آن دام و من * بر اميد لانهاى افتادهام در دام دوست
يا رب آن شاهوش ماهرخ زهرهجبين * درّ يكتاى كه و گوهر يكدانهء كيست
لب تو خضر و دهان تو آب حيوانست * قد تو سرو ميان موى و بر به هيأت عاج