تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦

3 - و تشبيه التسوية هو أن يتعدّد المشبّه دون المشبّه به .

و تشبيه تسويه ( برابر و همانند ساختن ) اين است كه مشبّه چندتا باشد و مشبّه‌به يكى ؛ مانند سخن او :
صدغ الحبيب و حالى * كلاهما كاللّيالى « 1 » و ثغره فى صفاء * و أدمعى كاللآلى « 2 »
موى آويخته بر شقيقهء يار و حال من هردو چون شب‌هاست . و دندان پيشين او و اشك‌هاى من در صفا چونان مرواريدهاست . در بيت اوّل دو مشبّه وجود دارد « صدغ الحبيب » و « حالى » ، و يك مشبّه‌به « ليالى » ؛ و در بيت دوّم نيز دو مشبّه هست « ثغره » و « ادمعى » ، و يك مشبه‌به « لآلى » . سمىّ بذلك للتسوية فيه بين المشبّهات . اين تشبيه « تسويه » نامگذارى شده است چون در آن چند مشبّه باهم برابر و مساوى مىشوند .

4 - و تشبيه الجمع هو أن يتعدّد المشبّه به دون المشبّه .

و تشبيه جمع آن است كه داراى چند مشبّه‌به و يك مشبّه باشد . كقوله : « 3 »
كانّما يبسم عن لؤلؤ * منضّد أو برد أو اقاح « 4 »
گويا از مرواريد به رشته درآمده يا تگرگ يا گل بابونه لبخند مىزند . در اين مثال دندانهاى پيشين محبوب به مرواريد به رشته درآمده و تگرگ و گل بابونه تشبيه شده است . سمىّ بتشبيه الجمع للجمع فيه بين ثلاث مشبّهات بها .
هامش
( 1 ) - در فارسى مانند :روزگار من و زلف تو سيه همچو شب است * آب جانبخش تو و گفته من چون رطب است( 2 ) - اين دو بيت از رشيد الدين وطواط است . نگاه كنيد به معاهد التنصيص ، ج 2 ، ص 88 ؛ و انوار الربيع ، ج 5 ، ص 242 ( مترجم ) ( 3 ) - اين شعر از بحترى است . ( مترجم ) ( 4 ) - گويى محبوب لبخند مىزند با دندانهايى كه بسان مرواريد به رشته درآمده يا مانند تگرگ يا مانند گل بابونه است . بنابراين شاعر دندان پيشين محبوب را به سه چيز تشبيه كرده است : 1 - لؤلؤ كه گوهر شناخته شده‌اى است . 2 - برد كه دانهء تگرگ است . 3 - « اقاح » كه جمع « اقحوان » به ضم همزه و فتح آن است و آن شكوفهء گياه خوشبويى است كه پيرامون آن برگ سفيد و ميان آن زرد است .