تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
تشبيه جمع ناميده شده است چون در آن سه مشبّه‌به جمع شده . و مانند سخن او :
مرّت بنار أد الضّحى * تحكى الغزالة و الغزالا
آن زن هنگام اوج چاشتگاه بر ما گذر كرد در حالى كه خورشيد و آهو را حكايت مىكرد . [ نشان مىداد . ] در اين مثال ، آن محبوبه به خورشيد و آهو تشبيه شده است . و كقوله : « 1 »
ذات حسن لو استزادت من الحس * ن إليه لما أصابت مزيدا فهى الشّمس بهجة و القضيب اللّد * ن قدّا و الرّيم طرفا وجيدا « 2 »
زيباچهره‌اى كه اگر مىخواست بر زيباييش بيفزايد افزونى نمىپذيرفت . آن زن از خرمى چونان خورشيد ، و از قامت بسان شاخه نرم ، و از چشم و گردن مثل آهوى سپيد است . توجه كنيد در بيت دوم محبوبهء شاعر به سه چيز تشبيه شده است : 1 - خورشيد 2 - شاخهء نرم 3 - آهوى سپيد . تشبيه جمع در فارسى مانند اين شعر ازرقى :
من همچو خار و خاكم و تو آفتاب و ابر * گل‌ها و لاله‌ها دهم ار تربيت كنى « 3 »
ملخص القول فى تقسيم طرفى التشبيه اوّلا ينقسم التشبيه باعتبار طرفيه إلى حسييّن و عقليين و مختلفين .
هامش
( 1 ) - اين دو بيت از بحترى است . نگاه كنيد به المثل السائر ، ج 2 ، ص 127 ؛ و الجامع الكبير ، ص 146 ( مترجم ) ( 2 ) - « قضيب » : شاخه . « لدن » : نرم . « ريم » : آهوى سپيد . « طرف » : چشم . « جيد » : گردن . ( 3 ) - و مانند :عارض است اين قمر يا لالهء * حمراست اين يا شعاع شمس يا آيينهء دلهاست اينجامىاى ماه چو ابروان يارى گويى * يا همچو كمان شهريارى گويى نعلى زده از زر عيارى گويى * بر گوش سپهر گوشوارى گويىامير معزّىمارى تو كه هركه را ببينى بزنى * يا بوم كه هركجا نشينى بكنىسعدى