به او بخشد و از او بخشش پذيرد در دارائى و دانش و برادرانه رفتار كند با مؤمنان پاكدل در راه خدا .
اندرزگو است در نهان و آشكار اگر صلاح در آن داند ، و بسا مقصود از نهان دل است و از آشكار زبان و بيان اينست كه اندرز او پاك است و به فريب آلوده نيست .
نبرد از برادرش كه همكيش او است و از او قهر نكند و او را واننهد .
و افسوس نخورد بر آنچه از دستش رفته .
و اندوه نخورد بر آنچه به دو رسيد از آسيب و بلا .
و اميدوار نشود بدان چه اميد بدان نشايد چون اميد بزيست جاويد در اين جهان ، يا اميد به رسيدن بپايه پيغمبران و امامان يا اميد به رسيدن بپايههاى نارواى حكومتى .
در سختى شل نشود و از انجام كار عبادت تنبل نگردد ، يا اينكه پريشان و ترسان نباشد بلكه شكيبا باشد در جلوگيرى از آن گام پيش نهد در كارزار و مانند آن كه در راه خدا باشد ( لغت از قاموس ) .
آميزد دانش را با بردبارى و گذشت و در خورد و يا خرد و نخست روشنتر است زيرا دانش بيشرمانه سر بزرگى و جاه خواهى و تندى است و خرد را با شكيبائى آميزد در برابر نادانيهاى ديگران و بد آمدهاى دوران .
بينى او را كه تنبلى ازش دور است در عبادت و پيوسته در نشاط است و شوق بطاعت و بدان خوشدل است .
و آرزويش كوتاه است و آرمانى ندارد بدان چه دور بدست آيد از امور دنيا ، يا اينكه آرزو ندارد به چيزى كه عمرى دراز خواهد بلكه مرگ خود را نزديك شمارد ، و خلاصه آرزوى دراز ندارد يا اينكه طاعتى كه خواهد پس نيندازد و در باره آن امروز و فردا نكند .
كم است لغزش او ، چون بيدار است و خود نگهدار و پاسبان دين خويش .
چشم به راه مرگ است و آن را نزديك شمارد و براى كوچ از اين جهان آماده شود .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٧