است شادند .
3 - سرور كه خدا فرموده ( 170 - آل عمران ) مسرور بدان چه خدا از فضل خود به آنها داده .
شادمانى او را سبك سر و بىعقل نسازد يا او را از حق بدر نبرد و بباطل نكشاند ( نقل لغت از قاموس و مصباح ) .
يادآور دانشمند است آخر ترا يا مسائل دين را و شرى از او توقع نرود .
هر كوششى نزد او از كوشش خودش پاكتر است چون بمردم خوشبين است و خود را تهمت زند به تنبلى و اينكه گويد دانا است بعيب خود دليل آنست .
در غم آخرت خود گرفتار است و از عيوب مردم بر كنار ، و از دنيا و كامجوئىهايش بيزار .
قريب : در اكثر نسخهها بقاف است يعنى نزديك به خدا يا بمردم كه تكبر ندارد يا نزديك است بفهم مسائل و اطلاع بر اسرار ، در نهايه است كه در حديث آمده : به پرهيزيد از قراب مؤمنى كه بنور خدا مينگرد ، يعنى از فراست مؤمن بپرهيزيد كه نزديك بواقع است چون حدس او درست است .
و گويم : دور نيست كه از آن معنى باشد ولى روشنتر غريب باغين است چنانچه در برخى نسخهها است زيرا مانند خود را كم يابد ، و ميان مردم تنها است ، و زندگى كند تنها و همدمى ندارد .
در نهايه است كه : اسلام آغاز شد غريب و خواهد بازگشت چنانى كه آغاز شد و خوشا به حال غريبان ، يعنى در آغاز تنها بود و اهلى نداشت زيرا مسلمانان اندك بودند در آن روز ، و خواهد بازگشت بغربت چنانچه در آغاز بود ، يعنى در آخر الزمان مسلمانان كم شوند و چون غريبان باشند و طوبى از آن غريبانست يعنى بهشت از آن مسلمانها است كه در آغاز اسلام بودند و در آخر آن ميباشند ، و آن را ويژه آنان دانسته براى صبرشان بر آزار كفار در آغاز و انجام و چسبيدن آنها بدين اسلام . پايان .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٤