تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
و سعيد بن عبد الرحمن زبيدى گفت : خوش آيد مرا از عالمان قرآن خوان هر كدام خوش برخورد و خنده‌رو باشند و اما آنكه خوشروئى به دو برخورى و او با چهره عبوس و گره زده تو را برخورد و با كارش بر تو منت نهد خدا در ميان مسلمانان مانند او را بسيار نكند . و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : از صدقه اينست كه سلام كنى بمردم با خوشروئى . سود حديث تشويق باخلاق خوش است ، و خوشرفتارى ، و راوى حديث ابن عمر است . 60 - كافى ( ج 2 ص 235 ) بسندش از امام صادق ( ع ) كه از نشانه‌هاى مؤمن سه چيزند : شناخت خدا ، شناخت دوست او ، شناخت بدخواه و ناخواه او . بيان : شناخت خدا بپروردگارى و اوصاف كمالش و باور آنها و كسى كه دوست دارد ، خدا او را از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام و پيروان آنها كه دوستدار پيرو آنها گردد ، يا كسى كه مؤمن او را دوست دارد بدوستى او پابند است . و كسى كه ناخواه او است و خدا را دشمن دارد و با او پيوستى ندارد ، يا آنكه با بد او را بد داشت . . . و اين سه اصول ديانتند و ستونهاى آنند . 61 - كافى : بسندش از امام صادق ( ع ) كه مؤمن بردبار است و نادانى ندارد ، و اگر بر او نادانى شود بردبار است ، و ستم نكند و اگر ستم شود بگذرد ، و بخل ندارد و دريغ نكند و اگر از او دريغ شود شكيبا باشد . بيان : در يك نسخه بجاى ( لا يبخل ) ( لا ينجل ) آمده با نون و جيم كه بمعنى طعنه زدن و جدائى باشد . . . 62 - كافى : بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه آيا آگاه نكنم شما را بمؤمن ، كسى باشد كه مؤمنان او را بر جان و مال خود امين دانند ، آيا آگاه نكنم شما را به مسلمان كسى باشد كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند ، و مهاجر آنكه از گناهان كوچيده و آنچه خدا حرام كرده وانهاده ، و بر مؤمن غدقن است كه بمؤمن ديگر ستم