تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بيان : خشمش او را از حق بدر نبرد كه بر آنكه خشم كرده حكم ناحق كند ، يا ستم كند ، يا گواهى او را نهان دارد ، و پسندش او را بباطل نكشاند كه گواهى دروغ بدهد يا حكم ناحق يا از دوستش حمايت كند در ندادن حقى كه بايدش و مانند آن . . . 56 - كافى ( ص 23 ج 2 ) بسندش از سليمان بن خالد كه امام باقر عليه السّلام به او فرمود : اى سليمان ميدانى مسلمان كيست ؟ گويد : گفتم : قربانت تو داناترى ، فرمود : مسلمان آنكه مسلمانان از دست و زبانش سالمند و آزار نكشند ، وانگه فرمود : ميدانى مؤمن كيست ؟ گويد : گفتم : تو داناترى . فرمود : مؤمن آنكه مسلمانان او را بر مال و جان خود امين دانند ، بر مسلمان غدقن است كه به مسلمان ديگر ستم كند ، يا او را وانهد در برابر دشمن يا او را چنان از خود براند كه برنج اندازد . توضيح : در وصف مسلمان كامل است كه بايد مسلمانش خواند و در باره مؤمنينى چنين ، و بقولى منظور بيان مناسبت ميان معناى لغوى و اصطلاحى است ، و در آن بس است كه افراد كامل هر كدام موصوف باشند بدان چه ذكر كرده . او را ننهد با توانائى و اگر نتواند بخوشى او را پاسخ رد بدهد و از او پوزش خواهد و او را برنج نيندازد . . . 57 - كافى ( ج 2 ص 234 ) بسندش از امام باقر ( ع ) كه همانا مؤمن آنست كه پسندش او را در گناه و باطل نيندازد ، و چون خشم كند از گفتار درست بدر نرود ، و آن كه چون توانا شود توانائى او را بتجاوز بدان چه از او نيست نكشاند . بيان : مقصود از باطل آنست كه سودى ندارد . به آنچه از او نيست : يعنى بيش از حد خود و حق خود نگيرد . 58 - كافى : بسندش كه آن را برآورده تا گفته : شنيدمش مىفرمود : مؤمنان آسان و نرمند چون نره شترى كه از بينى مهار است و رام است اگر او را بكشند منقاد است