2 - آنان كه بياباننشين بودند از عربها و بهمراه مسلمانان نبرد ميكردند ، ولى مانند مهاجران شماره يك ترك يار و ديار نكردند آنان هم مهاجر بودند ، ولى در رتبه فضل مهاجران درجه يك نبودند ، و آنست مقصود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در گفته خود : هجرت پايان نپذيرد و بريده نشود تا توبه بپايان رسد ، كه هنگام مرگ باشد و اينست راه جمع ميان دو حديث .
و در حديث است كه بكوچيد و كوچيدن به خود نبنديد . يعنى در كوچ مخلص خدا باشيد و رضاى او جوئيد ، و خود را مانند مهاجران نكنيد بىنيت درست و قربت - پايان .
راغب ( در مفردات القرآن ص 537 ) گفته : مهاجره در اصل لغت بريدن از ديگرى و متاركه با او است . ولى مقصود از مهاجرت در قول خدا ( 218 - البقره ) و آنان كه كوچيدند و جهاد كردند ، و مانند آن ظاهرش اينست كه از دار كفر بيرون رود بدار ايمان ، چنانچه از مكه بمدينه ( پيش از فتح مكه ) و بقولى بايست دارد ترك شهوات و اخلاق بد و گناهان را كه فرمود : ( 26 - العنكبوت ) راستى من كوچانم بسوى پروردگار يعنى قوم خود را وانهم و بسوى خدايم روم ، و همچنين در پيكار با دشمن اسلام و مجاهدت و پيكار با نفس هم بايد كه روايت است برگشتيد از جهاد كوچك و بسوى جهاد بزرگتر و آن جهاد با نفس است .
63 - كافى ( ج 2 ص 236 ) بسندش از امام سجاد ( ع ) كه امير مؤمنان ( ع ) نماز بامداد را خواند وانگه در جاى خود پيوسته ماند ، تا خورشيد به اندازه يك نيزه شده و رو بمردم كرد و فرمود : به خدا مردمى را دريافتم كه شب را بروز مىآوردند با سجده و ايستادن برابر پروردگارشان جابجا ميكردند پيشانيهاى خود را با زانوهاشان در عبادت گويا ناله دوزخ در گوششان بود .
چون نام خدا نزد آنها برده ميشد ، ميلرزيدند چنانچه درخت ميلرزد ، گويا آن مردم شب بروز آوردند غافل و بى خبر گويد : وانگه برخاست و ديگر خندان ديده نشد تا جانداد ( ع ) .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٦