فخر رازى گويد : اگر غسق را به آشكار شدن اول تاريكى تفسير كنيم - كه از ابن عباس ، عطاء ، نضر بن شميّل نقل شده است - غسق عبارت از اول مغرب است . بنابراين آنچه در آيه ذكر شده سه وقت است : وقت زوال ، اول مغرب ، وقت فجر . و اين اقتضا مىكند كه زوال ، وقت مشترك ظهر و عصر باشد و اول مغرب هم وقت مشترك مغرب و عشا باشد . و مقتضاى آن جايز بودن جمع بين ظهر و عصر و مغرب و عشاء است مطلقا .
جز اينكه دليل وجود دارد كه جمع در حضر بدون عذر جايز نيست ، پس بايد جمع به خاطر عذر سفر يا باران يا غير اينها جايز باشد . « 1 »
آنچه در اين بحث ، رازى تحقيق كرده ، حق است ، ليكن عدول او از آن به اين دليل كه « جمع بين دو نماز در حضر بدون عذر جايز نيست مگر آنكه دليل در كار باشد » غيبگويى است ! يعنى چه دليلى بر عدم جواز جمع بدون عذر وجود دارد ؟ اين دليل آيا قرآن است ؟ قرآن كه طبق تحقيق او جواز را مىرساند ، يا سنت است ؟ خواهد آمد كه روايات بسيارى جواز را مىرساند ، يا اجماع است ؟ عدم جواز كه اجماع ندارد . و قول به جواز را هم از اهل سنت شناختى . به علاوه اجماع ائمهء اهل بيت عليهم السلام هم بر جواز بود ، فراتر از قرآن و سنت و اجماع هم كه حجتى نيست . « 2 »
جمع بين دو نماز در حضر و حال اختيار ، در روايات
روايات بسيارى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه جمع بين دو نماز را در حضر و در حالت اختيار جايز مىداند و در صحاح و سنن و مسانيد نقل شده است . ابتدا آنچه را مسلم روايت كرده ، با سند و متن مىآوريم ، سپس به نقل ديگران مىپردازيم .
1 - يحيى بن يحيى از مالك ، از زبير از سعيد بن جبير ، از ابن عباس نقل مىكند كه
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير : ج 21 ، ص 27
( 2 ) . البته فخر رازى در موارد متعددى مواضع خوب و درخشانى در اثبات حق از خود نشان مىدهد ، ولى به دلايل سست از آن روى بر مىگرداند ، به عنوان نمونه به تحقيق او دربارهء مسح پاها در آيهء وضو ، همچنين در تفسير مقصود از « اولى الأمر » در آيهء خاص مراجعه كنيد .