كه در مورد سفر است ، برخى هم عموم آن را مستند قرار دادهاند . مسلم افزودهاى در حديث خود دارد و آن اين است :
بدون خوف و نه سفر و نه باران ، اهل ظاهر هم به همين تمسك جستهاند . « 1 »
نووى گويد : فرع : دربارهء مذاهب آنان نسبت به جمع ، در حال نبودن خوف يا سفر يا باران يا بيمارى . مذهب ما ( شافعيه ) و مذهب ابوحنيفه و مالك و احمد و جمهور اين است كه جايز است . ابن منذر از گروهى نقل كرده كه بدون سبب هم جمع جايز است و گفته است : ابن سيرين آن را جايز شمرده ، وقتى كه نياز باشد ، يا تبديل به عادت نشود . « 2 »
به هر حال ، مهم دليل است نه اقوال . اگر اقوال با دليلها مطابق بود چه بهتر ، و گرنه بايد به دليل رجوع كرد .
قرآن و جمع بين دو نماز
در قرآن است :
« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » « 3 » ؛
« نماز را از زوال خورشيد ( هنگام ظهر ) تا نهايت تاريكى شب برپادار و همچنين قرآنِ فجر ( نماز صبح ) را ، چرا كه قرآن فجر ، مشهود است » .
آيه عهدهدار بيان اوقات نمازهاى پنجگانه است . اگر مقصود از « غسق الليل » را نيمه شب بدانيم ، فاصلهء بين دلوك و غسق شب ، اوقاتى براى چهار نماز مىشود . جز اينكه دليل خاصّ داريم كه وقت ظهر و عصر تا غروب آفتاب است . پس فاصلهء ظهر تا غروب ، وقت مشترك ظهر و عصر مىشود ، فاصلهء بين غروب تا نيمه شب هم وقت مشترك مغرب و عشاء مىشود .
گاهى غسق را به غروب خورشيد تفسير مىكنند . در آن هنگام ، آيه وقت ظهر و
هامش
( 1 ) . بداية المجتهد : ج 2 ، ص 374 ، چاپ همراه تحقيق .
( 2 ) . المجموع : ج 4 ، ص 264
( 3 ) . اسراء : 78