روزى در اهواز همراه حجاج بوديم ، خطبه خواند و ياد از وضو كرد و گفت : صورتها و دستهايتان را بشوييد و سرها و پاها را مسح كنيد ، از آدميزاد ، هيچ جايش همچون كف پا آلوده نيست ، زير و روى پا و پشتِ آن را بشوييد .
انس گفت : خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت ، خداوند مىفرمايد : سرها و پاهايتان را مسح كنيد ، انس هرگاه پاهايش را مسح مىكشيد ، آنها را مرطوب مىكرد . « 1 »
2 - از جملهء آنچه دلالت مىكند كه تبليغات رسمى از شستن پشتيبانى مىكرد و معتقدان به مسح را مؤاخذه مىكرد و اينان همواره از اظهار عقايد خود بيمناك بودند و تنها در پنهانى به آن تصريح مىكردند ، روايت احمد بن حنبل از ابىمالك اشعرى است كه وى به قوم خود گفت : جمع شويد تا مثل پيامبر براى شما نماز بخوانم . چون گرد آمدند ، گفت : آيا ميان شما غريبه هست ؟ گفتند : نه ، تنها خواهرزادهء ما هست . گفت :
خواهرزاده خودى است . پس ظرفى طلبيد كه در آن آب بود . وضو گرفت ، مضمضه و استنشاق كرد و صورت خود را سه بار شست ، سه بار هم دست خود را شست ، به سر و روى پاهايش مسح كشيد ، سپس نماز خواند . « 2 »
اين سه وجه براى توجيه شستن به جاى مسح وجود دارد ، با آنكه قرآن بر مسح دلالت مىكند و مسح به نظر نزديكتر مىآيد ، سپس وجه سوم .
عامل در « ارجلكم » چيست ؟
دليل قطعى بر وجوب و كيفيت وضو ، آيهء وضو است ، آيهاى است روشن كه براى بيان تكليف نمازگزار پيش از نماز نازل شده است ، طبعاً بايد آيهاى باشد روشن و بىابهام و اجمال .
براى تشخيص اينكه پاها را بايد شست يا مسح كشيد ، بايد ديد عامل در لفظِ « ارجلكم » چيست ؟
هامش
( 1 ) . تفسير القرآن ، ابن كثير : ج 2 ، ص 25 ؛ تفسير القرآن ، طبرى : ج 6 ، ص 82
( 2 ) . مسند احمد : ج 5 ، ص 342 ؛ المعجم الكبير : ج 3 ، ص 280 ، شماره 3412