محلش و جز آن روا نيست . « 1 »
رازى گويد : قرائت به كسره اقتضا دارد كه « ارجل » عطف به « رؤوس » باشد و پا را هم مثل سر بايد مسح كشيد . امّا قرائت به فتحه نيز گفتهاند كه موجب مسح است ، چون « وامسحوا برؤوسكم » در محلّ نصب است ، ولى به وسيلهء « با » مجرور شده است ، پس اگر بتوان « ارجل » را بر « رؤوس » عطف كرد ، مىتوان « ارجل » را مفتوح خواند تا عطف به محلّ « رؤوس » باشد و با كسره عطف به ظاهرش ، اين مشهور نظر نحويان است . « 2 »
2 - شيخ سندى حنفى پس از آنكه ظاهر قرآن را دالّ بر مسح مىداند ، مىگويد : از اين جهت مسح ظاهر قرآن است كه قرائت به كسره در آن ظهور دارد و قرائت به فتح در صورتى است كه عطف به محلّ بدانيم . « 3 »
شايد همين مقدار از نقلها كافى باشد تا تبيين كند كه هر دو قرائت ، تنها مسح را تأييد مىكنند و بدون اشكال بر آن منطبقاند .
دو قرائت و شستن پاها
روشن شد كه اختلاف در قرائت ، تأثيرى در اينكه بايد معتقد به مسح شد ندارد ، سخن در اين است كه آيا مىتوان قول به شستن را بر دو قرائت مشهور منطبق ساخت ؟ و آيا با دو قرائت و قواعد عربى هماهنگ است ؟ روشن خواهد شد كه تحميل شستن بر آيه ، به هم زدن قواعد عربى است . اما توضيح :
اگر بگوييم كه آيه بر شستن پاها دلالت مىكند ، ناچار عامل آن بايد « اغسلوا » در جملهء قبلى باشد و « ارجل » عطف به « وجوهَكم » باشد . لازمهء آن فاصله شدن يك جملهء بيگانه بين معطوف و معطوفٌ عليه است . يعنى « وامسحوا برؤوسكم » ، با اينكه ميان معطوف و معطوفٌ عليه ، يك كلمه فاصله نمىشود ، تا چه رسد به جملهء اجنبى و چنين
هامش
( 1 ) . المحلّى : ج 2 ، ص 56
( 2 ) . التفسير الكبير : ج 11 ، ص 161
( 3 ) . شرح سنن ابن ماجه : ج 1 ، ص 8