متفاوت باشد .
پس وقتى روشن شد كه مدلول آيه ، كدام يك از شستن و مسح است ، نيازى به چيز ديگر نيست . نظر موافق ، با مضمون آيه تأييد مىشود و مخالف بايد فكرى كند و راهى بجويد ، بهتر آن است كه بگويد آيه نسخ شده است .
دو قرائت و مسح بر پا
اختلاف قرّاء در اينكه « ارجلكم » را به فتح يا كسره بخوانند ، تأثيرى در دلالت آيه بر وجوب مسح ندارد و هر دو قرائت بدون اشكال بر مسح منطبق مىشود .
توضيح : نافع ، ابن عامر و عاصم به روايت حفص ، ارجلَكم ( با نصب ) خواندهاند و همين قرائت مشهور در قرآنهاى رايج در هر دوره و نسل بوده است . ابنكثير ، حمزه ، ابوعمرو و عاصم به روايت ابوبكر به كسره خواندهاند ، ما مىگوييم : بىشك هر دو قرائت بر مسح تطبيق مىكند . قرائت به كسره قوىترين گواه بر اين است كه عطف به « رؤسكم » است ، چون جز اين راه ديگرى ندارد . پس بايد پاها را مسح كشيد . اما قرائت به فتحه بنابراين است كه به محلّ « برؤسكم » عطف شود ، چون محلًا منصوب است تا مفعول باشد ، پس تنها پاها را بايد مسح كرد و عطف به محل ، در ادبيات عرب رواج دارد و در قرآن هم آمده است ( مثل آيهء 3 سورهء توبه كه رسول ، عطف به محل « اللَّه » شده كه مرفوع است ) « 1 » پس اختلاف قرائتها تأثيرى در تعيّن مسح ندارد . بعداً باز به اين دو قرائت در مورد شستن خواهيم پرداخت .
گروهى از علماى اهل سنت نيز تصريح كردهاند كه آيه دلالت بر مسح مىكند و « ارجلكم » را عطف به « رؤسكم » دانستهاند و گفتهاند عاملش « وامسحوا » است . اكنون به چند نمونه اشاره مىكنيم :
1 - ابنحزم گويد : در مورد دوپا ، قرآن بر مسح نازل شده است ، چه لام در « ارجلكم » را مكسور بخوانيم يا مفتوح ، به هر حال عطف به « رؤوس » است ، يا عطف به لفظ آن يا به
هامش
( 1 ) . « أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ » .