آن تنها نظر شخصى او بوده است ، چرا كه او گفته است :
« اى مردم ! سه چيز در زمان پيامبر خدا بود كه من از آنها نهى مىكنم و تحريم مىكنم و هر كه انجام دهد كيفر مىدهم : يكى متعهء زنان ، يكى متعهء حج ، يكى هم گفتنِ حىّ على خير العمل » . « 1 »
شگفت است كه نهى خليفه از كار اول و سوم تا كنون باقى است ، ولى متعهء حج را همهء مسلمانان بر خلاف رأى خليفه عمل مىكنند ( مقصود از متعهء حج آن است كه حاجى پس از انجام دادن اعمال عمرهء حج ، از احرام در مىآيد و همهء محرّمات احرام بر او حلال مىشود . در حالى كه عمر از آن نهى كرده بود و دستور داده بود كه حاجى از احرام در نيايد و در همان حالت بماند تا هنگام حج برسد ) .
دليل روشن بر اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله جلوى متعه را نگرفته است ، روايت بخارى از عمران بن حصين است كه گويد : آيهء متعه در قرآن نازل شد ، ما در زمان پيامبر خدا به آن عمل مىكرديم و آيهاى هم نازل نشد كه آن را تحريم كند ، پيامبر صلى الله عليه و آله هم تا زنده بود از آن نهى نكرد و كسى به نظر خودش چيزى كه مىخواسته گفته است ( مقصودش تحريم متعه از سوى خليفهء دوم است ) . « 2 »
ج - بداء ، يا تغيير سرنوشت با كارهاى نيك و بد
خداوند متعال در مورد انسان دو نوع تقدير دارد :
1 - تقدير حتمى و قطعى كه هرگز تغيير نمىيابد .
2 - تقدير معلّق و مشروط ، كه در صورت فقدان بعضى شرايط عوض مىشود و تقدير ديگرى جاى آن مىنشيند .
با توجه به اين اصل ، يادآور مىشويم كه عقيده به « بداء » ، يكى از اصول اعتقادات
هامش
( 1 ) . شرح تجريد ، قوشجى ، بحث امامت ، ص 464 و منابع ديگر .
( 2 ) . صحيح بخارى : ج 6 ، ص 37 در تفسير آيهء 196 سورهء بقره .