خود دارد :
الف . سركوبى غريزهء جنسى و محروم ساختن خود از لذّت جنسى .
ب . رابطهء نامشروع با زنان فاسد يا آلوده به بيمارىها .
ج . استفاده از راهحل ازدواج موقت با زنى پاك با شرايطى خاص ، بدون تحمّل بار نفقه و مشكلات ازدواج دائمى .
راه چهارمى وجود ندارد كه جوان ياد شده از آن استفاده كند . البته اين به اين معنى نيست كه ازدواج موقت مخصوص چنين شرايطى است ، ولى مىتوان با ملاحظهء اين موارد به حكمت تشريع اين شيوه از ازدواج پى برد .
در ضمن بايد توجه داشت كه فقهاى اسلام نوع ديگرى از ازدواج دائم را تأييد كردهاند كه در حقيقت همان ازدواج موقت است و آن اين كه مردى با زنى ازدواج دائمى كند ، اما هر دو يا يكى از آن دو اعلام كنند كه پس از مدتى با طلاق از هم جدا شوند . اين نوع ازدواج ، بسيار شبيه ازدواج موقت است و هر چند نامشان متفاوت است ، ولى ماهيتى يكسان دارند .
قرآن و سنت نبوى ازدواج موقت و متعه را مشروع مىدانند . قرآن كريم مىفرمايد :
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً » « 1 » ؛
« زنانى را كه متعه مىكنيد ، واجب است مَهر آنان را بپردازيد . »
بيشتر مفسّرين اين آيه را مربوط به ازدواج موقت مىدانند ، اساساً ترديدى در مشروعيت اين ازدواج از ديد اسلام نيست ، اگر هم اختلافى باشد ، در اين است كه آيا چنين ازدواجى نسخ شده يا بر مشروعيت باقى است ؟
روايات شيعه و اهل سنت حكايت از عدم نسخ آن دارد و در زمان خليفهء دوم جلوى عمل به اين حكم گرفته شد . شايسته است ياد شود كه سخن خليفه در اين مورد ، نشان مىدهد كه اين گونه ازدواج در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جايز و رايج بوده و جلوگيرى از
هامش
( 1 ) . نساء : 24