تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
و جمود به تفسير ظاهر قرآن ، به اين گمان كه غير از آن تفسير به رأى است كه ارتكاب آن جايز نيست ، و صرف همّت و فكر و فهم به تحقيق حروف و ديگر امورى كه ميان قاريان متداول است ، زيرا همهء تأمّل را مقصور بر اين كردن مانع از كشف و آشكار شدن معانى قرآن است ، و اصرار بر گناهان ظاهرى و باطنى ، و پيروى شهوات كه باعث تاريكى دل و موجب محروميّت از كشف اسرار و حقايق آن و تابيدن انوار معارف حقّه است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « هر گاه امّت من دينار و درهم را بزرگ شمرند ، شكوه و مهابت اسلام از دل آنها مىرود ، و چون امر به معروف را ترك كنند ، از بركت وحى محروم شوند » . و خداى تعالى انابت ( بازگشت به سوى خدا ) را شرط فهم و تذكَّر قرار داده و فرموده است : تَبصِرَةً وَذِكرى لِكُلِّ عَبدٍ مُنيبٍ 50 : 8 ( ق ، 8 ) « بينشى و پندى براى هر بندهء توبه گر است » . و مىفرمايد : وَما يَتَذَكَّرُ الا مَن يُنيبُ 40 : 13 ( مؤمن ، 13 ) « و پند نمىگيرد مگر كسى كه [ به سوى خدا ] باز گردد » . و مىفرمايد : انَّما يَتَذَكَّرُ اولُوا الأَلبابِ 13 : 19 ( رعد ، 21 ، زمر ، 9 ) « فقط خردمندان پند مىگيرند » . 8 - تخصيص : و آن اين است كه چنان بينديشد كه او مقصود هر خطابى است كه در قرآن است ، از امر و نهى و وعد و وعيد ، حتّى اگر قصّه هاى پيشينيان را بخواند و بشنود يقين كند كه مقصود از آن عبرت گرفتن است نه محض حكايت و قصّه خوانى . و هيچ قصّه اى در قرآن نيست مگر اينكه ترتيب و روش آن فايده اى براى پيغمبر و امّت او دارد ، و از اين رو خداى سبحان مىفرمايد : ما نُثَبِّتُ بِه فُؤادَكَ 11 : 120 ( هود ، 120 ) « تا دلت را بدان بر جاى و استوار بداريم » . زيرا همهء قرآن هدايت و شفا و رحمت و نور و موعظه و راهنماى بصيرت براى عالميان است . پس هر كه آن را بخواند خواندن او بايد مانند قرائت بنده