نامه و فرمان مولاى خود باشد كه به او نوشته كه آن را بفهمد و به مقتضاى آن عمل كند . يكى از بزرگان گفته است : « اين قرآن نامه هائى است كه از جانب پروردگار عزّ و جلّ ما با عهد و پيمان او به ما رسيده است ، تا در نمازها آنها را تدبّر كنيم ، و در خلوتها در آنها تأمّل كنيم ، و در طاعات آنها را بوسيلهء سنّتهاى پيروى شده اجرا كنيم » .
9 - تأثّر : و آن اين است كه دل او به آثار آيات گوناگون متأثّر شود ، و به حسب فهم هر آيه حالى پيدا كند ، از خوف و حزن و بيم و شادى و بهجت و اميد و دلتنگى و گشادگى . و اگر آيهء رحمت و وعدهء آمرزش شنيد ، شاد و خوشحال گردد كه گوئى از شدّت شكفتگى و بهجت پرواز مىكند ، و چون وصف بهشت را شنيد ، شوق به آن در دلش بر انگيخته شود ، و چون به وصف دوزخ رسد از شدت ترس بدنش به لرزه آيد ، و چون صفات و اسماء خدا و نعوت جلال او را شنيد فروتنى و خضوع نمايد و متذكَّر عظمت و كبرياى او شود ، و هر گاه به سخن كافران رسيد كه بر خدا محال است از فرزند گرفتن و امثال آن ، آواز خود فرو آرد و در دل از زشتى گفتار آنان شرمسار گردد . . . و بر همين قياس دربارهء ساير آيات . و هر گاه معرفت تمام و كامل شد ، خشيت بر دل غالب مىشود ، و در غالب آيات قرآن تنگ شدن و تضيّق مصداق هست ، زيرا ذكر مغفرت و رحمت را نمىبينى مگر همراه شرطهائى كه دست بيشتر مردم از رسيدن به آن كوتاه است ، و از اين رو در ميان خائفان كسانى بودند كه هنگام شنيدن آيات وعيد از ترس صيحه مىزدند ، و گاهى قالب تهى مىكردند . و بالجمله : مقصود اصلى از تلاوت قرآن حصول اين حالتها در دل و عمل به آن است ، و گر نه جنباندن زبان كار آسانى است . و حقّ تلاوت قرآن اين است كه زبان و عقل و دل انباز باشند . سهم زبان ادا كردن صحيح حروف و شمرده خواندن است ، و بهرهء عقل ادراك معانى است ، و بهرهء دل پند گرفتن و تأثّر به حالات مذكور است . پس زبان واعظ دل و عقل مترجم و دل پند گيرنده است .
10 - ترقّى : و آن اين است كه حال او در ترقّى باشد تا كلام را از خداى تعالى بشنود ، نه از نفس خويش . و قرائت را سه درجه است :
اول - و آن درجهء پائينتر است ، اين است كه بنده خود را چنان تصور كند كه در حضور خداى تعالى ايستاده و قرآن مىخواند ، و خداوند به او نظر مىكند و
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 468
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٦٨