مِن حَكيمٍ حَميدٍ 41 : 41 - 42 ( فصلت ، 41 - 42 ) « و اين [ قرآن ] كتابى است ارجمند [ و با شكوه ] كه باطل [ و خلاف حق ] نه از پيش آن و نه از پس آن به آن راه ندارد ، از جانب خداى حكيم ( استواركار ) و ستوده ( شايستهء ستايش ) نازل شده است » . پس قرآن را شمرده و با تأنّى بخوان ، و هر گاه به آيات وعد وعيد رسيدى لحظه اى درنگ كن ، و در امثال و مواعظ آن بينديش ، و بپرهيز از اينكه حروف آن را چنان كه بايد ادا نكنى و حدود آن را ضايع گذارى « ( 1 ) . 4 - حضور قلب ، و ترك سخن گفتن با خود ( حديث نفس ) و وسوسه ها و خاطره هاى نفسانى : و اين نتيجهء بزرگداشت است ، زيرا كسى كه چيزى را بزرگ مىداند ، كلام باشد يا غير آن ، خوشدلى و انس او به همان است و از آن غفلت نمىكند . و شكَّى نيست در اينكه قرآن مشتمل بر چيزى است كه دل به آن انس مىگيرد و نفس به آن شاد مىشود ، به شرط آنكه تلاوت كننده اهل آن باشد . 5 - تدبّر [ در معانى قرآن ] : و آن علاوه بر حضور قلب است ، زيرا خوانندهء قرآن بسا كه در غير قرآن تفكر نمىكند و ليكن تنها گوش او تلاوت را مىشنود بدون تدبّر در معانى آن ، و حال آنكه مقصود از تلاوت قرآن تدبّر در آن در باطن است ، خداى سبحان مىفرمايد : ا فَلا يَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ ام عَلى قُلُوبٍ اقفالُها 47 : 24 ( محمّد ( ص ) ، 24 ) « آيا در اين قرآن نمىانديشند يا بر دلها قفلهاست » ؟ امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « لا خير في عبادة لا فقه فيها ، و لا في قراءة لا تدبّر فيها » « در عبادتى كه از روى فهم و دانش نباشد چيزى نيست ، و نه در قرائتى كه تأمّل و تدبّرى در آن نيست » . و اگر نتواند تدبّر و تفكَّر كند مگر اينكه آيه را تكرار كند ، تكرار كند . و از اين رو بزرگان آيات را بسيار تكرار مىكردهاند تا در آن تدبّر كنند ، و بسا بوده كه در يك آيه مدتى دراز درنگ مىكردهاند . و يكى از ايشان گفته است : « من در هر جمعه اى قرائت قرآن را به پايان مىبرم ، و در هر ماهى و در هر سالى نيز ختم مىكنم ، و سى سال است كه تلاوتى را آغاز كردهام كه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٦٤
هامش
( 1 ) اين حديث را با » مصباح الشريعة « : باب 14 ، تصحيح كرديم . .