تاكنون فارغ نشدهام « ، و اين بر حسب درجات تدبّر و بررسى آن است . 6 - تفهّم ( در يافتن معنى به درنگ و تأمّل ) : و آن اين است كه از هر آيه اى معنى فراخور آن بر او روشن شود ، زيرا قرآن مشتمل است بر ذكر صفات و افعال خداى تعالى ، و ذكر بهشت و دوزخ و احوال عالم ديگر ، و ذكر احوال پيغمبران ، و احوال تكذيب كنان و اينكه چگونه هلاك شدند ، و ذكر احكام و اوامر و نواهى الهى و غير اينها ، مانند اين آيه : لَيسَ كَمِثلِه شَيءٌ وَهُوَ السَّميعُ البَصيرُ 42 : 11 ( شورى ، 11 ) « هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست » . و مانند اين قول خداى تعالى : المَلِكُ القُدّوسُ السَّلامُ . . . 59 : 23 تا آخر آيه ( حشر ، 23 ) و غير اينها . پس بايد در معانى اين اسماء و صفات تأمّل كند ، تا اسرار نهفته در آنها براى او كشف و آشكار شود ، و اين اسرار منكشف نمىگردد مگر براى كسانى كه در فهم كتاب خدا تأييد شوند . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم هيچ رازى به من نگفته است كه از مردم پوشيده داشته باشد مگر اينكه خداى عزّ و جلّ بنده اى را در كتاب خود فهمى دهد » ( 1 ) . و اگر آياتى را تلاوت كند كه در آنها افعال ذكر شده باشد ، يعنى آياتى كه از آفرينش آسمانها و زمين و فرشتگان و ستاره ها و كوهها و حيوان و نبات و ابر و باران و بادها و غير اينها حكايت شده است ، بايد از آنها عظمت و جلال خداوند را بفهمد ، زيرا هر فعلى بر فاعل دلالت مىكند ، و عظمت خلقت دليل بر عظمت خالق است . و سزاوار است كه در فعل فاعل را ببيند نه فعل را ، زيرا هر كه حق تعالى را شناخت او را در هر چيزى ديد ، از آن رو كه هر چيزى از او وقائم به او و به سوى او و براى اوست . پس او در عين وحدت كلّ هستى است ، و هر كه او را در هر آنچه مىبيند نبيند چنانست كه گوئى او را نشناخته ، و هر كه او را شناخت مىداند كه هر چيزى غير از او باطل و بىحقيقت است ، و هر چيزى بجز ذات او فانى است ، زيرا قطع نظر از واجب تعالى و ايجاد او ، ذات و وجودى موجود نيست ، بلكه عدم محض
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 465
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٦٥
هامش
( 1 ) اين روايت از « احياء العلوم » از طريق عامّه نقل شده است . م .