است . پس ذات هر چيزى و وجود و ثبات و بقاى او بواسطهء خداى و الا و بزرگ است . و هر گاه تلاوت كننده آيه اى بخواند كه بر چيزى از عجايب صنع و شگفتيهاى فعل او دلالت داشته باشد بايد در آنها تأمّل كند و از آنها به شگفتترين عجايب ، يعنى صفتى كه اين شگفتيها از آن صادر مىشود ، بالا رود . و چون وصف بهشت و جهنّم و ديگر احوال آخرت را شنيد ، متذكَّر گردد كه آنچه در اين عالم است از نعمتها و بلاها نسبتى به آنچه در عالم آخرت است ندارد ، و از آن به عظمت خداى تعالى پى ببرد و در باطن به سوى او منقطع شود ، تا او را از عقوبتهاى آن عالم نجات بخشد و به نعمتها و لذتهاى آن برساند . و چون احوال پيغمبران عليهم السّلام از تكذيب و ضرب و قتل ايشان را شنيد ، از آن صفت بىنيازى خداى تعالى از رسولان و مردمان را دريابد ، كه اگر جميع ايشان هلاك مىشدند اثرى در ملك او نداشت . و چون به آيات نصرت و يارى ايشان در امر رسالت رسيد ، قدرت خدا و ارادهء او براى نصرت حق را بفهمد . و امّا از احوال تكذيب كنان و عقوبتها و انواع عذاب آنان ، ترس و بيم از مهابت و عقوبت او را در دل آورد ، و بداند كه غفلت و بىادبى كرده ، و از مهلتى كه يافته مغرور شده ، و چه بسا عذاب او را دريابد ، و همچنين هر گاه آيات وعد و وعيد و امر و تهديد را شنيد . و فهم كامل قرآن و احاطه به معانى آن ممكن نيست ، زيرا آن را نهايتى نيست ، و : لا رَطبٍ وَلا يابِسٍ الا فِى كِتابٍ مُبينٍ 6 : 59 « هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى روشن است » .
قُل لَو كانَ البَحرُ مِدادا لِكَلِماتِ رَبّى لَنَفِدَ البَحرُ قَبلَ أَن تَنفَدَ كَلِماتُ رَبّى 18 : 109 ( كهف ، 109 ) « بگو اگر دريا مركَّب براى كلمات پروردگار من باشد دريا تمام شود پيش از آنكه سخنان پروردگارم تمام گردد » .
و هر بنده اى را به قدر استعداد و به اندازهء فهم و صفاى دل و باطن او بهره اى از آن است .
7 - خالى و فارغ شدن از موانع فهم قرآن : و اينها عبارتند از :
تقليد و تعصّب براى مذهبى خاص ، زيرا اين بمنزلهء پرده اى است براى آئينهء نفس كه از تابيدن آنچه غير معتقد اوست در آن جلوگيرى مىكند ،
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٦٦