در تورات آمده است : « اى فرزند آدم ، از اينكه در پيشگاه من به نماز و گريه بايستى عاجز مباش ، كه من آن خدائى هستم كه به دل تو نزديكم ، و نور مرا در نهان مىبينى » . و وارد شده است كه : « بنده چون دو ركعت نماز بگزارد ، ده صف از فرشتگان كه هر صفى ده هزار باشد از او به شگفت آيند ، و خداوند به او بر صد هزار فرشته مباهات فرمايد » . و اين بدان جهت است كه بنده در نماز ميان ايستادن و نشستن و ركوع و سجود و ذكر به زبان و غير اينها جمع مىكند ، و حال آنكه هيچ يك از ملائكه اين نوع عبادت جامع را ندارد ، بلكه اين افعال بر آنها پخش شده است ، بعضى تا قيامت در حال قيامند و ركوع نكنند ، و بعضى در حال سجدهاند و تا قيامت سر بر نيارند ، و همچنين آنها كه در ركوع و در قعودند ، زيرا قرب و مرتبه اى كه به ملائكه داده شده ملازم آنهاست و همواره بر يك حالتاند ، زياد و كم نشود ، و از مرتبه اى به مرتبهء ديگر بالا نروند ، و در افزايش بر آنها بسته است ، و از اين رو گفتند : و ما مِنّا الا لَه مَقامُ مَعلُومٌ 37 : 164 ( صافّات ، 164 ) « هيچ يك از ما ( فرشتگان ) نيست مگر مقامى معلوم دارد » ، بر خلاف انسان ، كه ترقّى درجات دارد ، و در اصناف كمالات دگرگونى و تحوّل مىپذيرد ، و كليد فزونى درجات نماز است . خداى سبحان مىفرمايد : قَد أفلَحَ المُؤمِنُونَ ، الَّذينَ هُم في صَلاتِهِم خاشِعُونَ 23 : 1 - 2 ( مؤمنون ، 1 - 2 ) « براستى كه مؤمنان رستگار شدند ، آنان كه در نماز خود خشوع دارند » ، و بدين گونه ايشان را به نمازى مخصوص ، يعنى نماز مقرون به خشوع ، ستود ، سپس اوصاف رستگاران به نماز را بر شمرد ، و در پايان فرمود :
وَ الَّذينَ هُم عَلى صَلَواتِهِم يُحافِظُونَ 23 : 9 ( مؤمنون ، 9 ) « و كسانى كه بر نمازهاى خويش نگهبان باشند » ، سپس دربارهء نتيجه و ثمرهء آن صفات مىفرمايد :
أُولئِكَ هُمُ الوارِثُونَ الَّذينَ يَرِثُونَ الفِردَوسَ هُم فيها خالِدونَ 23 : 10 - 11 ( مؤمنون ، 10 - 11 ) « آنان وارثانند ، كه بهشت برين را به ارث مىبرند و در آن جاويدانند » .
ايشان را در آغاز به رستگارى و در پايان به وراثت بهشت وصف فرمود . پس نمازگزاران وارثان بهشت بريناند ، و وارثان بهشت برين نور الهى را كه به دل نزديك است مشاهده مىكنند . و هر عاقلى مىداند كه مجرّد حركت زبان و اعضاء ، با غفلت دل ، او را به چنين درجه اى نمىرساند .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٤٩