فصل 97 ركوع
و امّا در ركوع ، بايد ذكر عظمت و كبرياى خداى تعالى تازه كنى ، و دستهاى خود را به جهت تعظيم و تكبير او بلند گردانى ، و اين را نشانهء آن سازى كه دست عقول و اوهام از رسيدن به جلال و عظمت او كوتاه است و از عقاب او به عفو او پناه گيرى و زينهار خواهى ، و به قصد تعظيم او و اظهار ذلّ و فروتنى خود سر بر ركوع فرود آرى ، و در نرم ساختن دل و تجديد خشوع بكوشى ، و ذلَّت خود و عزت او و ضعف خود و قوّت او و عجز خود و قدرت او و پستى خود و علوّ او در دل آرى ، و بر اقرار و اعتراف آوردن آن در دل از زبان يارى جوئى ، و او را تسبيح گوئى و به عظمت او گواهى دهى ، كه او از هر بزرگى بزرگتر است ، و اين را در دل خود مكرّر كنى تا عظمت و جلال او در دلت راسخ شود ، سپس از ركوع سر بردارى به اميد آنكه بر تو رحم آرد ، و اين اميد را در نفس خود به گفتن « سمع اللَّه لمن حمده » : يعنى خدا كسى را كه حمد و شكر او كرد اجابت فرمايد ، مؤكَّد گردانى ، سپس شكر را ، كه متقاضى افزايش است ، در پى آن آرى و بگويى : الحَمدُ لِلَّه رَبِّ العالَمينَ 1 : 2 ، آنگاه بر اظهار فروتنى و خشوع خود و تعظيم و بزرگداشت او افزايى و گوئى : « اهل الكبرياء و العظمة و الجود و الجبروت » .
صدوق - رضوان اللَّه عليه - روايت كرده است كه : « از امير مؤمنان عليه السّلام دربارهء كشيدن گردن در حال ركوع پرسيدند ، فرمود : معنى آن اين است : به تو ايمان آوردم اگر چه گردنم را بزنى » .