فصل 98 سجود
و چون ارادهء سجود كردى باز در دل خود نهايت ذلَّت و عجز و انكسار را به ياد آر ، زيرا سجود بالاترين درجهء فروتنى است ، و عزيزترين اعضاء خود را كه روى است به پستترين چيزها كه خاك است بگذار و ميان پيشانى و خاك حايلى منه ، بلكه بر زمين سجده كن كه به خضوع نزديكتر و بر ذلَّت گوياتر است . و چون نفس خود را در مقام خوارى و خاكسارى داشتى و بر خاك افتادى ، بدان كه آن را در جاى مناسب خود نهاده اى و فرع را به اصل باز رسانده اى ، كه تو از خاكى و به آن باز مىگردى . و در اين هنگام عظمت خدا را در دل خود تازه كن و بگو : « سبحان ربّى الأعلى و بحمده » ، و به تكرار مؤكَّد ساز ، زيرا اثر يك بار سجده ضعيف است ، پس اگر دل تو نرم و پاك شد ، اميد تو بايد به رحمت پروردگار صادق باشد ، كه رحمت او به محلّ ذلَّت و ضعف مىشتابد نه به محلّ تكبّر و خود بينى . پس سر از سجده بردار و تكبير گوى و از گناهان خود آمرزش خواه ، و حاجت خود درخواست كن ، و تواضع را به تكرار مؤكَّد گردان ، و بار دوم به سجده رو همچون سجدهء اول .
از مولاى ما امير مؤمنان عليه السّلام از معنى سجدهء اول پرسيدند فرمود : « معنى آن اين است : خدايا ما را از خاك آفريدى » ، يعنى از زمين ، و معنى سر برداشتن اين است :
« و از آن ما را بيرون آوردى » . و سجدهء دوم اشاره به اين است : « و به آن ما را باز مىگردانى » ، و سر برداشتن از آن اشاره به اين است : « و از آن بار ديگر ما را بيرون مىآورى » .