تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
باطل است ، كه چيزى دفع نمىشود مگر به دفع سبب آن . و سبب وارد شدن خاطره ها ، يا امرى است بيرونى ، يا امرى باطنى . امّا بيرونى : آنست كه به چشم يا گوش رسد . زيرا آن چيز گاهى انديشهء او را بربايد تا دنبال آن رود و در آن تصرف كند و سپس از آن به فكر ديگر كشانده شود و همين طور پىدرپى . پس ديدن يا شنيدن سبب انديشيدن است ، و بعضى از آن انديشه ها سبب بعضى ديگر شود . و هر كه مرتبهء او قوى و همّت او عالى باشد ، آنچه بر حواس او گذرد وى را مشغول نكند . و ليكن ضعيف ناچار فكرش پريشان گردد . پس علاج آن : قطع اين اسباب است به اينكه چشم را بر هم نهد يا در خانهء تاريك نماز گزارد ، يا پيش خود چيزى كه او را مشغول كند نگذارد ، و در نماز نزديك ديوار بايستد تا ميدان ديدش وسيع نباشد ، و در گذرگاه مردم و جايهاى نقشدار و رنگين و عمارتهاى عالى نماز نكند . و از اين رو بود كه اهل عبادت در خانهء تاريك و كوچكى كه وسعت آن به قدر جاى سجود بيش نبود نماز مىگزاردند ، تا انديشهء آنان مجتمعتر باشد . و اقويا در مسجدها حاضر مىشدند و چشمها فرو مىخواباندند و از جايگاه سجده نمىگذراندند ، چنان كه به آن امر شده است ، و كمال نماز را در اين مىدانستند كه كسى را كه بر راست و چپ ايشان باشد نشناسند . و امّا اسباب باطنى : شديدتر و دشوارتر است . زيرا كسى كه قصدهاى او پراكنده باشد ، و انديشه هاى وى در واديهاى دنيا متفرّق شود ، فكر او در يك فن منحصر نشود بلكه پيوسته از اين طرف به آن طرف مىرود ، و چشم بر هم نهادن فايده اى نمىبخشد ، زيرا چيزى كه پيش از آن در دل افتاده مشغول كردن را بسنده است . و علاج آن اين است كه : نفس را به قهر به فهم آنچه مىخواند باز گرداند ، و دل را به نماز از غير آن مشغول كند ، و مددكار او در اين راه آنست كه پيش از تكبيرة الاحرام آماده شود به اين نحو كه به ياد آخرت افتد ، و اهميّت و مكانت ايستادن در پيشگاه خداى تعالى ، و هول روز قيامت و حساب را به ياد آورد ، و پيش از آنكه داخل نماز شود دل خود را از مهمّات دنيوى خالى و فارغ كند ، و دل مشغوليى كه خاطر او بدان التفات كند باقى نگذارد ، اين است راه تسكين انديشه ها .