فصل 84 شرايط نماز
بدان كه براى معانى باطنى مذكور اسبابى است كه بدون آنها حاصل و متحقّق نمىشود .
امّا حضور قلب : سبب آن اهتمام ( همّت و توجه داشتن ) به نماز است . زيرا كه هر كسى تابع همّت و قصد و دلبستگى به چيزى و كارى است ، و دل او حاضر نيست مگر در آنچه مقصود اوست و به آن اهتمام دارد ، و مادامى كه به امرى دل بسته و به آن توجّه و اهتمام دارد خواه ناخواه دل او در آن حاضر است و به آن التفات دارد ، پس اين براى او طبيعى است و او رام و مسخّر آن است . و دل هر گاه در نماز حاضر نباشد بيكار و معطَّل نيست ، بلكه به يكى از امور دنيا اشتغال دارد . پس براى حضور قلب در نماز چاره و علاجى نيست مگر صرف همّت به آن ، و همّت به آن صرف نشود مگر اينكه آدمى يقين كند كه آخرت بهتر و پاينده تر است ، و وسيلهء رسيدن به آن نماز است . و هر گاه به اين توجّه و التفات ، علم به حقارت و خوارى دنيا افزوده شود ، از مجموع آن حضور قلب در نماز حاصل مىشود . و چون انگيزه و سبب حاضر بودن دل در امرى اهتمام و اعتنا به شأن و اهمّيّت آن است ، از اين رو هر گاه به حضور يكى از پادشاهان دنيا بلكه يكى از بزرگان روى ، از كسانى كه قدرت بر سود و زيان تو ندارند ، مىبينى كه دل تو حاضر و متوجّه اوست . و چون دل تو به هنگام مناجات با پادشاه پادشاهان كه ملك و ملكوت و سود و زيان به دست قدرت اوست حاضر نمىشود ،