تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
بطورى كه آنچه پيش رويشان مىگذرد احساس نكنند ، چنان كه مولاى ما امير مؤمنان عليه السّلام بيرون كشيدن پيكان از پاى مبارك را احساس نكرد . يكى از اينان مدتى به نماز جماعت حاضر شد و نشناخت كه بر راست و چپ وى كيست . و گروهى بودند كه بهنگام نماز رخسارشان زرد مىشد و شانه ها و سينه شان به لرزه مىآمد . اين همه دور نيست ، كه بالاتر از اينها از كسانى ديده مىشود كه مشغول امر دنيا يا ترسان از پادشاهان دنيااند ، با ضعف و عجزى كه اين پادشاهان دارند و پستى بهره هائى كه از آنها حاصل مىشود . بسيار اتّفاق افتاده كه كسى به حضور پادشاه يا وزيرى رود و با او دربارهء امرى سخن گويد و بيرون آيد ، و اگر از او بپرسند چه كسانى اطراف او بودند يا رنگ جامهء پادشاه چه بود نمىتواند خبرى از آن بدهد ، زيرا انديشه و خاطر او چنان به پادشاه مشغول بوده كه از جامهء وى يا حاضران خبر ندارد . وَ لِكُلّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا 46 : 19 ( انعام ، 132 ، احقاف ، 19 ) . « و همه را از آنچه كردند مرتبه هاست ( هر كسى را به اندازهء عمل وى درجه باشد ) » . پس بهرهء هر كس از نماز خويش به اندازهء خوف و خشوع و تعظيم اوست . زيرا نظر گاه خداوند دلهاست نه ظاهر حركات . و از اين رو يكى از صحابه گفته است : « مردم در قيامت همانند وضع و هيئت خود در نماز ، از آراميدن و قرار گرفتن ، و اينكه نماز براى آنان نعمت و لذت و بهجت است محشور مىشوند ، پس ملحوظ و معتبر حال دل است نه حال شخص » . و لذا گفته‌اند : « صورتها را در سراى آخرت از صفات دلها بسازند ، و نجات نمىيابد : إِلا مَن أتَى الله بِقَلبٍ سَليمٍ 26 : 89 ( شعرا ، 89 ) « مگر آن كه با دلى پاك و رسته سوى خدا بيايد » .