تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
آگاهى دفع اشكال اگر گفته شود : آنچه از اخبار مذكور مستفاد مىشود اين است كه نماز غافل پذيرفته نيست مگر به اندازه اى كه حضور قلب داشته باشد ، و حال آنكه فقها حضور قلب را شرط صحّت نماز نمىدانند مگر در نيّت و تكبيرة الاحرام ، پس اين دو مطلب چگونه سازگارند ؟ . مىگوييم : فرق است ميان قبول و كفايت كردن در انجام تكليف ، زيرا مراد از قبول در عبادت نزديكى و قرب بنده است به خدا ، و حصول ثواب آخرت ، و آنچه كفايت مىكند اين است كه بنده تكليف را بجا آورد ، اگر چه ثوابى بر آن مترتّب نباشد و او را به خدا نزديك نكند . و مردم در برداشتن بار تكليف مختلفند ، زيرا تكليف به قدر توانائى و طاقت است ، و تكليف كردن همهء مردم به حضور قلب در همهء نماز ممكن نيست ، كه اين را بجز اندكى قدرت ندارند . و چون شرط فرا گرفتن حضور قلب در همهء نماز بالضروره ممكن نيست ، راهى نمىماند مگر اين شرط كه كلمهء حضور قلب را و لو در يك لحظه بتوان بر آن اطلاق كرد ، و سزاوارترين لحظه لحظهء تكبير و توجّه است ، پس تكليف به اين مقدار اقتصار مىشود . و با اين وصف ، ما اميدواريم كه غافل در همهء نماز خود مثل حال كسى كه نماز را بكلَّى ترك مىكند نباشد ، زيرا وى في الجمله و ظاهرا قدم در راه انجام تكليف نهاده و يك لحظه دل را حاضر كرده و چگونه چنين نباشد و حال آنكه كسى كه بفراموشى با حدث نماز گزارد نماز او نزد خدا باطل است و ليكن به حسب فعلش و به اندازهء قصور و عذرش مزدى بيابد ؟ خلاصه آنكه : روى آوردن دل و حضور قلب روح نماز است ، و كمترين چيزى كه از اين روح باقى مىماند حضور بهنگام تكبير است ، كه كم شدن از آن موجب هلاك است ، و به قدر افزونى آن روح در اجزاء نماز گسترش مىيابد ، و بسازنده اى كه جنبش و حركتى ندارد و نزديك است به مرده ، پس نماز كسى كه در همهء آن غافل است مگر در حال تكبير ، زندهء بىحركت است .