تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠

از مولاى ما حضرت صادق عليه السّلام از حالتى كه هنگام نماز او را روى مىداد كه بيهوش بر زمين مىافتاد پرسيدند ، فرمود : « پيوسته آيات قرآن را تكرار مىكنم تا به حالى مىرسم كه گويى آن را روياروى از كسى كه آنها را نازل فرموده مىشنوم » . ( 1 ) و گفته‌اند : زبان امام عليه السّلام در آن حال مانند درخت طور بود هنگامى كه گفت : « انى انا اللَّه » . يكى از بزرگان را از چگونگى نمازش پرسيدند ، گفت : « چون وقت نماز در آيد ، وضو مىسازم و به جائى كه مىخواهم نماز گزارم مىروم ، و مىنشينم تا اعضاء و جوارحم آرام گيرد ، سپس به نماز مىايستم ، و كعبه را ميان ابروان خود قرار مىدهم ، و صراط را در زير گام خود مىبينم ، و بهشت را در طرف راست ، و جهنّم را در طرف چپ ، و فرشتهء مرگ را در پشت سر به نظر مىآورم ، و پندارم كه اين آخرين نماز من است . پس ميان اميد و بيم قرار مىگيرم ، و تكبيرة الاحرام مىگويم ، و قرآن را شمرده قرائت مىكنم ، و با فروتنى ركوع مىكنم ، و با خشوع به سجده مىروم ، و بر سرين چپ مىنشينم ، و پشت قدم چپ را فرش مىسازم و قدم راست را بر ابهام قرار مىدهم ، و با اخلاص نماز را تمام مىكنم ، و نمىدانم كه نمازم قبول شده يا نه » . و با توجه به آنچه از كيفيّت نماز انبياء و اولياء دانستى و آنگاه نماز خود و نماز مردم را ملاحظه كردى ، پى مىبرى كه : مردم در نماز خويش بر چند قسماند : 1 - غافلانى كه نماز خويش به پايان مىبرند در حالى كه يك لحظه حضور قلب ندارند . 2 - كسانى كه در بخشى از نماز خود غفلت و در بخشى ديگر حضور قلب دارند ، و اينها نيز به حسب كمى يا زيادى حضور و غفلت و فزونى يكى بر ديگرى مختلفند ، و مراتب آنها نامتناهى است . 3 - آنان كه نماز خود تمام مىكنند و دلشان لحظه اى غايب نيست ، بلكه در همهء نماز خود حضور قلب دارند . و بسا همهء همّت و انديشهء ايشان نماز است ،

هامش
( 1 ) احاديث وارده در نماز را با « بحار الانوار » : 18 - 169 - 202 باب آداب نماز ، تصحيح كرديم . .