تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
به كارند كه مقتضاى مصلحت مقصود از آنهاست . و امّا انسان ، از آنجا كه داراى اختيار و صاحب گزينش است ، گاهى اشياء را بر خلاف حكمت و مصلحتى كه مقصود از آنهاست به كار مىبرد و از اين رو نعمت خداى سبحان را كفران مىكند . پس كسى كه ديگرى را با دست خود بزند نعمت خدا را در دست ناسپاسى كرده ، زيرا دست براى اين خلق شده كه وى بتواند از خود دفع زيان و آزار كند ، و آنچه به او سود مىرساند بگيرد ، نه اينكه ديگرى را اذيّت و هلاك كند . و كسى كه به نامحرم نگاه كند نعمت چشم را كفران نموده ، زيرا چشم براى ديدن چيزهائى آفريده شده كه در دين و دنياى او سودمند باشد و از آنچه به او زيان مىرساند باز داشته شود . و كسى كه سيم و زر اندوزد و آنها را حبس كند نعمت خدا را در آنها ناسپاسى نموده ، زيرا اين دو سنگهائى است كه در خود آنها نفعى نيست ، و خداى تعالى آنها را آفريده تا در معامله و معاوضه و سنجش ميان اموال ناهمگون ملاك و داور باشند . پس از اين جهت با ارزش و گرانقدرند و گر نه در خود آنها مقصودى نيست ، و نسبت آنها به ديگر اموال يكسان است . پس كسى كه مالك آنهاست گوئى همه چيز دارد نه مانند كسى كه مالك جامه اى است كه جز جامه مالك چيزى نيست . و اگر به غذائى محتاج باشد بسا كه صاحب طعام به جامه رغبتى نداشته باشد ، زيرا اين در ذات خود براى او مقصود نيست ، بر خلاف سيم و زر ، كه اين دو از حيث صورت ظاهر گوئى چيزى نيستند ، و از حيث معنى گوئى همه چيزند . و نسبت اين گونه چيزها به اشياء مختلف يكسان است - وقتى صورت ويژه اى كه بخصوص به آن مقيّدند نداشته باشند - مانند آئينه كه رنگى ندارد و از هر رنگى حكايت مىكند ، و همچون حرف كه به خودى خود معنائى ندارد ، بلكه باعث ظهور معانى در غير خود است ، همچنين است سيم و زر ، با اينكه در خود آنها غرض و مقصودى نيست وسيلهء هر غرض و مقصودىاند . پس حكمت در آفرينش آن دو اين است كه ميان اموال به عدالت داورى كنند ، و مقادير مختلف بواسطهء آنها شناخته شوند ، و اشياء ناهمگون و متباين را با آنها بسنجند ، و بوسيلهء آنها به ديگر اموال راه يابند . پس لازم است كه آن دو را براى دست به دست گشتن رها و روان كنند ،