هر كس چيزى را به نحوى به كار برد كه به مقاصد مطلوب و به جهتى كه براى آن آفريده شده رهنمون شود هر آينه نعمتهاى خداى تعالى را سپاسگزارى نموده ، و اگر چيزى را چنان به كار برد كه به مقصود از آن نرساند يا در جهتى استعمال كند غير از آن كه براى آن خلق شده ، نعمت خداى را ناسپاسى كرده است .
امّا عقل نمىتواند حكمتهاى مطلوب هر چيزى را بشناسد ، زيرا حكمتهاى مقصود از اشياء يا آشكار است يا پنهان . امّا آشكار و هويدا : مانند حكمت پديد آمدن شب و روز از وجود خورشيد ، و حكمت انتشار مردم و آرميدن آنها در وجود شب و روز ، و حكمت شكافته شدن زمين به انواع گياهان در وجود ابر و نزول باران ، و حكمت بينائى در چشم ، و گرفتن و حمله كردن در دست ، و راه رفتن در پا ، و حصول فرزندان و بقاء نسل در آلات تناسل و خلق شهوت ، و حكمت جويدن و آسيا كردن در آفرينش دندانها و امثال اينها . و امّا حكمتهاى پنهان : مانند حكمتهائى كه در خلقت ستارگان ثابت و سيّار هست ، و اختصاص هر يك به اندازهء معيّن و جاى خاص ، و حكمتهائى كه در برخى از اعضاء درونى حيوان است ، از روده ها و زهره و كليه و رگها و اعصاب و عضلات ، و آنچه در آنهاست از تجويفها ( ميان تهى بودنها ) و پيچيدگى و درهم شدن و كژ و خم شدن و نازكى و ستبرى و غير اينها .
اين حكمتها و امثال اينها را هر كسى نمىشناسد ، و آن هم كه مىشناسد جز اندكى از بسيار نمىشناسد . زيرا همهء اجزاء جهان ، آسمانش و ستارگانش ، و آنچه در آنهاست از وضع و حركت و اختصاص هر يك ، و عناصر چهارگانهء آتش و هوا و آب و خاك ، و درياها و كوهها و بادها ، و معادن و نباتات و حيوانات ، هيچ ذرّه اى از ذرّات جهان خالى نيست از حكمتهاى بسيار از ده تا هزار يا بيشتر ، و اندكى از اين حكمتها آشكار و ظاهر است و بيشتر آنها باريك و پنهان است ، و بعضى در ظهور و خفاء متوسطاند و اهل تفكَّر در آفرينش آسمانها و زمين آنها را مىشناسند ، و بيشتر حكمتها چنان باريك و دقيق است كه بجز آفريننده و موجد آنها كسى راه به شناختن آنها ندارد .
امّا موجودات عالم ، غير از انسان ، از مجرّدات و مادّيّات و روحانيّات و جسمانيّات همه بر وفق حكمت روانند ، و ذوات و اجزاء و متعلَّقات آنها بدانسان
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣١١