تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
چنان كه بازرگان به تجارت خود خشنود است و كشتكار به كشت خود ، بلكه آنان كه به كارهاى زشت و ناروا مشغولند به شغل خود دلشادند ، با اينكه آنچه در واقع و نفس الامر سبب و موجب شادمانى است جز براى اهل سعادت و كمال فراهم نيست ، و آنچه ديگران از آن لذت مىيابند توهّم محض و مجرّد خيال است . پس طالب سعادت بايد به كمالات حقيقى و سعادات ابدى كه خود دارد شادمان باشد ، و بر فقدان آرايشهاى دنيوى و كالاى مادّى اندوهناك نگردد ، و خطاب خداوند به پيامبر خود صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم را به ياد آورد : « وَلا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ الى ما مَتَّعنا بِه ازواجا مِنهُم زَهرَةَ الحَياةِ الدّنيا لِنَفتِنَهُم فيه وَرِزقُ رَبِّكَ خَيرٌ وَابقى » 20 : 131 ( طه ، 131 ) « ديدگان خود را مدوز به آنچه به گروههائى از آنها بهره داده‌ايم و مايهء رونق زندگى دنياست ، تا دربارهء آن امتحانشان كنيم كه روزى پروردگارت بهتر و پاياتر است » . و هر كه احوال اصناف مردم را به دقّت بنگرد در مىيابد كه شادى هر گروهى به چيزى است ، كه شكفتگى و نشاط و استوارى و پايدارى و نظام امر او به آن است ، چنان كه كودكان را شادمانى به بازى و تهيهء اسباب آن است ، و ليكن شادى به آن نزد كسى كه از مرحلهء كودكى گذشته زشت و ناشايسته است . و كسانى كه از مرحلهء كودكى گذشته‌اند بعضى نشاطشان به درهم و دينار است ، و بعضى به ملك و عقار ، و گروهى به پيروان و ياران ، و دسته اى به زنان و فرزندان ، و طايفه اى به پيشه و صنعت خود ، و قومى به حسب و نسب خويش ، و جمعى به جاه و منصب ، و برخى به نيروى جسمانى ، و فرقه اى به جمال صورت ، و جماعتى به كمالات دنيوى : مانند خط و شعر و آواز خوش ، و طبابت و علوم غريبه و امثال اينها ، تا برسد به كسانى كه جز به كمالات نفسانى و رياستهاى معنوى شاد نمىشوند . و اينان نيز مختلفند ، بعضى نهايت فرح و سرورشان به عبادت و مناجات است ، و بعضى ديگر به معرفت حقايق اشياء ، تا برسد به كسانى كه شادمانى ايشان جز به انس با حضرت ربوبى و استغراق در درياى انوار جمال او نيست ، و ديگر مراتب نزد آنان سايه اى زوال پذير و خيالى باطل است . و شكَّى نيست كه عاقل مىداند كه آنچه سزاوار است كه به آن شاد و مسرور شود حصول اين مرتبه است و ديگر امور مانند سرابى است كه تشنه آن را