آسمانها را از دستش ببرم ، و زمينى را كه در زير پاى اوست بر او خشمگين گردانم ، و به هر وادى كه هلاك شود باك ندارم « .
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « من اعتزّ بالعبيد اذلَّه اللَّه »
« هر كه به واسطهء بردگان عزت جويد خدايش ذليل كند » .
نقل شده است كه « در تورات نوشته است : كسى كه اعتماد او به انسانى مثل خود باشد ملعون است » . پس سزاوار مؤمن اين است كه اين صفت ناشايسته خالى و خلاص شود و به اكتساب ضدّ آن ، يعنى توكَّل ، پردازد ، كه شرح آن خواهد آمد .
پيوست توكَّل - فضيلت توكَّل - درجات توكَّل - سعى و كوشش منافاتى با توكَّل ندارد - اسبابى كه سعى و توسّل به آنها منافى توكَّل نيست - « با توكَّل زانوى اشتر ببند » - درجات مردم در توكَّل - گمان سست و ضعيف - راه تحصيل توكَّل .
توكَّل
توكَّل اعتماد و اطمينان دل در همهء امور بر خداست ، و به عبارت ديگر :
سپردن و حواله كردن بنده همهء كارهاى خود را به پروردگار است ، و به ديگر سخن :
توكَّل بيزارى از هر قوه و قدرتى و اعتماد و تكيه بر حول و قوهء الهى است . و آن موقوف است بر اعتقاد جازم به اينكه در عالم هستى فاعلى جز خدا نيست و هيچ كس را قوه و قدرتى نيست مگر به واسطهء او ، و تمامى علم و قدرت كفايت امور بندگان او راست ، و به هر يك از بندگان عطوفت و عنايت و رحمت تمام دارد ، و فوق علم او علمى نيست ، و فراتر از عنايت او عنايتى نه . پس كسى كه اين اعتقاد را داشته باشد البتّه دل او به خدا اعتماد دارد و بس ، و به غير او و حتّى به خود التفات نمىكند . و كسى كه اين حالت را در خود نيابد ، علَّت آن آيا ضعف يقين است يا ضعف نفس ، و بيماريش به سبب استيلاء ترس و اضطرابش به واسطهء غلبهء اوهام بر اوست . زيرا نفس ضعيف در پى و هم مضطرب مىشود ، و بىآنكه در يقين او
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٧٥