و از آنهاست :
بىاعتمادى
يا كم اعتمادى در امور خود بر خداوند ، و اطمينان و وثوق به وسائط ، و نظر داشتن به آنها . و سبب آن يا ضعف يقين است يا ضعف نفس يا هر دو . و اين صفت از جمله رذائل دو قوهء عاقله و غضب است . و شكى نيست در اينكه از مهلكات بزرگ و منافى ايمان بلكه شعبه اى از شرك است . و از اين رو در نكوهش آن آيات و اخبار رسيده است ، خداى سبحان مىفرمايد :
« انَّ الَّذينَ تَدعُونَ مِن دُونِ الله عِباد امثالُكُم » 7 : 194 ( اعراف ، 193 ) « كسانى را كه غير از خدا مىخوانيد بندگانى هستند مانند شما » .
و مىفرمايد : « انَّ الَّذينَ تَعبُدُونَ مِن دُونِ الله لا يَملِكُونَ لَكُم رِزقا فَابتَغُوا عِندَ الله الرِّزقَ وَاعبُدُوه » 29 : 17 ( عنكبوت ، 17 ) « كسانى كه سواى خدا مىپرستيد روزى شما در دست آنها نيست ، پس روزى را از نزد خدا بخواهيد و او را بپرستيد » .
و مىفرمايد : « وَلِلَّه خَزائِنُ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَلكِنَّ المُنافِقينَ لا يَفقَهُونَ » 63 : 7 ( منافقون ، 7 ) « خزائن آسمانها و زمين از خداست و ليكن منافقان فهم نمىكنند » .
و در اخبار داود عليه السّلام است : « هيچ بنده اى از بندگان من دست به دامن هيچ يك از خلق من نزد كه من بدانم نيّت وى همين است ، مگر اينكه اسباب و وسائل
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٧٤