خبرى ديگر است : « بنده در وقت عمل بد و ناپسندى حضور ندارد ولى مانند گناه صاحب آن بر اوست » . پرسيدند اين چگونه است ؟ فرمود : « خبر آن بزه به او مىرسد و وى آن را مىپسندد و به آن رضا مىدهد » .
و امّا دربارهء دشمنى با كافران و تبهكاران و اهل فسق ، و زشت و ناپسند شمردن عمل آنان ، آنچه از شواهد قرآن و سنّت رسيده بىشمار است . خداى سبحان مىفرمايد :
« لا يَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الكافِرينَ اولِياءَ » 3 : 28 ( آل عمران ، 28 ) « مؤمنان كافران را دوست نگيرند » .
و مىفرمايد :
« يا ايّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا اليَهُودَ وَالنَّصارى اولِياءَ » 5 : 51 ( مائده ، 51 ) « اى كسانى كه ايمان داريد يهود و نصارى را دوست مگيريد » .
و در خبر است : « خداوند از هر مؤمنى پيمان گرفته كه هر منافقى را دشمن دارد » .
و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « محكمترين دستاويزهاى ايمان حبّ و بغض براى خداست » . و قسمتى از شواهد اين مطلب پيش از اين در باب دوستى و دشمنى در راه خدا و براى خدا ذكر شد .
و اگر گفته شود : معاصى اگر به قضاء و قدر الهى نباشد وقوعش محال و طعن در توحيد است ، و اگر مطلقا به قضاء خدا باشد كراهت و دشمنى آن كراهت قضاء خداست ، و آيات و اخبار به وجوب رضا به قضاء خدا آشكار و مصرّح است ، و اين تناقض است ، پس راه جمع اين دو چگونه است ؟ و جمع بين رضا و كراهت در يك چيز از چه طريق حاصل مىشود ؟ گوئيم : نزد بعضى از حكماء روشن و معلوم است كه : شرورى كه در جهان هست ، از گناهان و غير آن ، از عدمهاست نه از موجودات ، و بنابر اين متعلَّق ارادهء خداى تعالى و داخل در قضاء او نيست . و در نظر بعضى ديگر از ايشان شرور بالعرض داخل در قضاء اوست نه بالذّات ، و در كراهت آنچه بالذّات در قضاء خداى تعالى نيست ضرر ندارد ، و به نظر بعضى ديگر از آنان : شرور اندكند و باعث خيرات بسيارند ، و بنا بر اين سزاوار است كه ذاتا مكروه باشند ، و از اين حيث از قضاء خدا
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٦٦