تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

به حكم من خشنود نباشد « . و نيز در خبر قدسى است : « اندازه هر چيزى تقدير كردم ، و نظم هر امرى تدبير نمودم ، و صنع خود محكم ساختم ، پس هر كه راضى است رضاى من او راست تا هنگامى كه مرا ببيند ، و هر كه ناراضى است خشم و ناخشنودى من وى راست تا آنگاه كه مرا ملاقات كند » . امام باقر عليه السّلام فرمود : « و من سخط القضاء ، مضى عليه القضاء و احبط اللَّه عليه اجره » « . . . و هر كه از قضاء الهى ناخشنود باشد قضا بر او در آيد و خدا اجرش را تباه سازد » . و امام صادق عليه السّلام فرمود : « كيف يكون المؤمن مؤمنا ، و هو يسخط قسمته ، و يحقّر منزلته ، و الحاكم عليه اللَّه و أنا الضّامن لمن لم يهجس في قلبه الا الرّضا ان يدعو اللَّه فيستجاب له » ( 1 ) « مؤمن چگونه مؤمن باشد با اينكه از قسمت خود ناخشنودى نمايد ، و مرتبه خود را كوچك كند ، و حال آنكه حاكم بر او خداست ، و من ضامنم براى كسى كه جز رضا در دلش نگذرد دعايش مستجاب شود » . و روايت است كه : « يكى از پيغمبران ده سال از گرسنگى و برهنگى و فقر به خدا شكايت مىكرد ، و دعايش به اجابت نمىرسيد ، سپس خداوند به او وحى فرمود : تا چند شكايت مىكنى ؟ پيش از آنكه آسمانها و زمين را بيافرينم قسمت تو در تقدير من اين بود ، و پيش از آنكه دنيا را بيافرينم چنين حكم كردم ، آيا مىخواهى براى تو آفرينش دنيا را از سر گيرم ؟ يا مىخواهى تقدير را براى تو دگرگون سازم ، و چنان باشد كه تو دوست دارى نه چنان كه من ، و اراده تو فوق اراده من باشد ؟ به عزّت و جلال من كه اگر بار ديگر اين به خاطر تو بگذرد نام تو از ديوان نبوّت محو كنم « ( 2 ) . و روايت است كه : « خداى تعالى به داود عليه السّلام وحى فرستاد : تو خواهى و من

هامش
( 1 ) اين دو حديث را با « اصول كافى » ، باب رضا به قضاء ، تصحيح كرديم . .
( 2 ) اين حديث ، و همچنين اخبار قدسى پيشين را با » احياء العلوم « : 4 - 295 - 296 تصحيح كرديم . .