و از آنهاست :
ناخشنودى
ناخشنودى ( سخط ) عبارت است از مخالفت هواى نفس با واردات الهى و تقديرات ربّانى ، و مرادف آن انكار و اعتراض است ، و آن يكى از شاخه هاى كراهت داشتن از افعال خدا و منافى ايمان و توحيد است . و بنده عاجز و ذليل و زبون را كه به رازهاى قضا و قدر جاهل و از راههاى حكمتها و مصالح غافل است چه حق اعتراض و انكار بر افعال آفريدگار حكيم و عليم و خبير ، و وى را چه يارى نارضائى به رضاى پروردگار ؟ به جان خودم سوگند كسى كه بر فعل خدا اعتراض مىكند بدترين جاهلان است و آن كه به قضاء الهى راضى نيست حماقتش دوائى ندارد . و در خبر قدسى وارد شده است : « خير و شرّ بيافريدم ، خوشا آن كه وى را براى خير آفريدم و بر دست او خير روان ساختم ، و واى بر آن كه وى را براى شر آفريدم و بر دست او شر آسان كردم ، و واى بر كسى كه گويد چرا و چون » .
و در خبر قدسى ديگر رسيده است : « منم خدائى كه جز من خدائى نيست ، هر كه بر بلاى من صبر نكند و بر نعمت من شكر نكند ، و به قضاى من راضى نباشد ، خدايى ديگر بجويد » .
و در مناجات موسى آمده است : « پروردگارا چه مخلوقى نزد تو محبوبتر است ؟ فرمود : كسى كه هر گاه محبوب او را بگيرم سر تسليم نهد . پرسيد : نا خشنودى تو بر چه كسى است ؟ فرمود : آن كه در امرى طلب خير كند ، و چون حكمى كنم
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٥٠