از تفكر يارى جويد و علم و حكمت را بيرون كشد « ، و از اين رو گفتهاند : » انس گرفتن با مردم نشان بيمايگى و تهيدستى است « . پس براى كسى كه دوام ياد خدا و انس به او و تفكَّر و تحقيق در معرفت او ميسّر باشد ، تنهائى و خلوت از همه فوائد مخالطه و آميزش با مردم برتر است ، زيرا فايده و غايت عبادات و ثمره مجاهدات اين است كه انسان با دوستى خدا و معرفت او از دنيا برود ، و محبّت حاصل نمىشود مگر به انس و دوام ذكر ، و معرفت بدست نمىآيد مگر به دوام فكر ، و براى هر يك از اين دو فراغ دل شرط است ، و فراغ دل با مخالطه حاصل نمىشود .
اگر بگوئى : منافاتى ميان آميزش با مردم و انس به خدا نيست ، و از اين رو انبياء با وجود استغراق در شهود و انس با مردم مىآميختند .
مىگوئيم : توانائى و استعداد جمع ميان آميختن ظاهرى با مردم ، و روى آوردن تامّ نهانى به خدا ميسّر نيست مگر به نيروى نبوّت . بنابراين هر ضعيف نفسى نبايد به آن فريفته شود و طمع در آن كند .
از آنچه گفتيم وجه جمع ميان اخبار وارده نسبت به اين دو طرف روشن مىشود ، پس اخبارى كه در فضيلت عزلت و تنهائى وارد شده ناظر به بعضى از مردم است ، و آنچه در فضيلت آميزش و آمد و شد با مردم رسيده به بعضى ديگر نظر دارد .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٤٩