تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و سخن او : « وَيَضيقُ صَدرى » 26 : 13 ( شعراء ، 13 ) « و سينه‌ام تنگ گيرد » . و گفتار او : انَّنا نَخافُ أَن يَفرُطَ عَلَينا أَو أَن يَطغى 20 : 45 ( طه ، 45 ) « ما مىترسيم كه در [ آزارمان ] پيشى و شتاب گيرد يا از حد در گذرد و طغيان كند » اين گفتار و رفتار از غير موسى خلاف ادب است ، زيرا با كسى كه در مقام انس است ملاطفت شود و از او تحمّل كنند آنچه را كه از غير او تحمّل نكنند ، چنان كه از يونس پيغمبر عليه السّلام كمتر از اين را متحمّل نشدند ، و او را به مقام هيبت گرفتند و در شكم ماهى در ظلمات سه گانه زندانى كردند ، و اگر نعمت [ رحمت و بخشش ] پروردگارش او را در نمىيافت به صحرا افكنده مىشد و نكوهيده مانده بود ، و پيامبر ما را از اقتدا به وى نهى فرمود : « فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحُوتِ اذ نادى وَهُوَ مَكظُومٌ » 68 : 48 ( قلم ، 48 ) « پس به حكم پروردگارت شكيبا باش و چون يار ماهى ( يونس ) مباش آنگاه كه غمزده و اندوهگين ما را ندا داد » . و اين اختلافات بعضى به سبب اختلاف مقامات و احوال است و بعضى به جهت قسمت ازلى كه ميان بندگان برترى و تفاوت نهاده‌اند ، خداى سبحان مىفرمايد : « تِلكَ الرّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلى بَعضٍ مِنهُم مَن كَلَّمَ الله وَرَفَعَ بَعضَهُم دَرَجاتٍ » 2 : 253 ( بقره ، 253 ) « اين فرستادگان را بعضى بر بعضى ديگر برترى داديم ، از آنها كسى بود كه خدا با او سخن گفت و بعضى را مرتبه ها بالا برد » . پس انبياء و اولياء در صفات و احوال مختلفند ، نمىبينى كه عيسى بن مريم عليه السّلام در مقام انبساط و ناز بر خود سلام مىفرستد و مىگويد : « وَالسَّلامُ عَلَىَّ يَومَ وُلِدتُ وَيَومَ امُوتُ وَيَومَ ابعَثُ حَيّا » 19 : 33 ( مريم ، 33 ) « درود بر من ، روزى كه متولَّد شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيخته خواهم شد » . و اين انبساطى است از جانب او به سبب لطفى كه در مقام انس مشاهده كرده است . و امّا يحيى عليه السّلام در مقام هيبت و حياء ماند و سخنى نگفت تا خدا بر او درود