فصل 47 انس به خدا
كسى كه منكر وجود حبّ و شوق است وجود انس را نيز انكار مىكند ، به اين گمان كه اين حالات بر تشبيه [ صفات الهى به صفات انسانى ] دلالت دارد ، و حال آنكه اين پندار ناشى از جهل به ابتهاجات عقلى و لذّات حقيقى است ، و برخاسته از كوتاهى طريق معرفت و خشكى و جمود بر احكام علام حس و غفلت از عالم عقل و بصيرت است . و ثبوت و تحقق انس از برخى اخبار پيشين معلوم شد ، و در اخبار داود نيز مىتوان دليلى بر آن يافت : « خداى عزّ و جلّ به او وحى فرستاد : اى داود پيام مرا به اهل زمين برسان : من دوست آنم كه مرا دوست دارد ، و همنشين آنم كه با من به خلوت نشيند ، و مونس آنم كه با ياد من انس گيرد ، و مصاحب آنم كه مصاحب من است ، و برگزينندهء آنم كه مرا برگزيند ، و فرمانبردار آنم كه مرا فرمان برد .
هيچ بنده اى به يقين و از دل مرا دوست نداشت مگر آنكه او را دوست خاصّ خويش گرفتم و بر ديگر مخلوقاتم مقدّم داشتم . هر كه مرا جويد بيابد ، و هر كه ديگرى را جويد مرا نيابد . اى اهل زمين اين كارها را كه بدان فريفته شدهايد فرو گذاريد ، و روى به كرامت و مصاحبت و مجالست من آريد ، و با من انس گيريد تا با شما انس گيرم ، و به دوستى شما بشتابم « .