فصل 48 انس گاهى به ناز و گستاخى مىرسد
ابو حامد غزالى گويد : « انس چون دوام و غلبه و استوارى يابد ، و قلق و بىآرامى شوق آن را مشوّش و مضطرب نگرداند ، و بيم بعد و حجاب آن را تيره و تار نسازد ، باعث نوعى انبساط و از حد گذشتن در گفتار و كردار و مناجات با خداى سبحان مىشود كه گاهى در ظاهر ناپسند مىنمايد ، زيرا در آن جرأت و گستاخى و كم ترسى است ، و ليكن اين از كسى كه به مقام انس رسيده قابل تحمّل است ، امّا كسى كه به اين مقام نرسيده و در كردار و گفتار خود را به آنان شبيه سازد هلاك و مشرف بر كفر مىگردد . پس كلمات صادره از روى انبساط و ناز از بعضى بندگان تحمّل كردنى است . و از انبساط در گفتار ، قول موسى است :
« ان هِىَ الا فِتنَتُكَ » 7 : 155 ( اعراف ، 154 ) « نيست اين مگر آزمايش تو » .
و سخن او در تعلَّل ( بهانه جويى و علَّت انگيختن ) و اعتذار ( عذر آوردن ) ، هنگامى كه به او گفته شد :
« اذهَب الى فِرعَونَ إِنَّه طَغى » 20 : 24 ( طه ، 24 ، نازعات ، 17 ) « به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده » :
« وَلَهُم عَلَىَّ ذَنب فَاخافُ أن يَقتُلُونِ » 26 : 14 ( شعراء ، 14 ) « و آنان را بر من [ دعوى ] گناهى است و بيم دارم مرا بكشند » .