فرستاد و فرمود :
« وَسَلامٌ عَلَيه يَومَ وُلِدَ وَيَومَ يَمُوتُ وَيَومَ يُبعَثُ حَيّا » 19 : 15 ( مريم ، 14 ) « درود بر او روزى كه تولَّد يافت و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته خواهد شد » .
و بنگر كه چگونه از برادران يوسف آنچه نسبت به وى كردند تحمّل شد ، و يكى از دانشمندان مىگويد : « از آغاز قول خداى تعالى :
« اذ قالُوا لَيُوسُفُ وَاخُوه احَبّ الى ابينا مِنّا » 12 : 8 ( يوسف ، 8 ) « هنگامى كه گفتند : يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوبترند » تا بيست آيه كه خداى تعالى از آنان خبر داده شمردم چهل و چند خطا [ ى آنان را ] يافتم كه برخى بزرگتر از برخى ديگر است ، و گاهى در يك كلمه سه چهار خطا جمع شده است ، و خدا آنان را آمرزيد و از آنها درگذشت ، ولى از عزير به جهت يك مسأله كه درباره قدر پرسيد تحمّل نشد ، تا آنجا كه گفته شد : اگر به مثل آن باز مىگشت نامش از ديوان نبوّت محو مىشد « .
و از فوائد اين داستانها در قرآن اين است كه سنّت خدا درباره بندگان گذشته اش شناخته مىشود ، پس در قرآن چيزى نيست مگر اينكه در آن اسرار و انوارى هست كه ريشه داران در علم باز مىشناسند .
دنباله عزلت
كسى كه به مقام انس رسيد ، دوستى خلوت و عزلت و دورى از مردم بر دل او غالب مىشود ، زيرا مصاحبت و آميزش با مردمان دل را از توجّه تام به خدا مشغول مىسازد . پس بايد بيان كنيم كه از عزلت و مصاحبت كداميك برتر است ، زيرا علما در اين مسأله آراء متفاوت دارند ، و اخبار نيز در اين مطلب مختلف است ، و هر يك از آن دو را فوائد و مفاسدى است ، پس مىگوئيم : جمعى از علماء عزلت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٤٤