تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
نيكو پخت و پز كند ، و دوستى كسى كه بر او انفاق مىكند و در خوراك و پوشاك و مسكن و همه مقاصد دنيوى با او مواسات مىنمايد ، و مقصود وى از اين عمل آسودگى خاطر وى براى تحصيل علم و عبادت باشد ، و دوستى كسى كه به او خدمت مىكند از شستن جامه و روفتن خانه و پختن خوراك وى و مانند اينها از اين جهت كه براى تحصيل علم و عمل فراغت داشته باشد . . . و امثال اينها را مىتوان قياس كرد . و معيار اين است كه هر كه ديگرى را دوست دارد از اين حيث كه وسيله است براى فايده اخروى از محبّ براى خدا و در راه خداست . چهارم - آنكه او را براى خدا و در راه خدا دوست داشته باشد ، نه براى اينكه از او به علم يا عملى نائل شود ، يا به وسيله او به چيزى غير از او دست يابد ، بلكه از اين جهت او را دوست دارد كه او وابسته و منسوب به خداست ، يا به نسبت عامّى كه هر مخلوقى به خدا دارد ، يا به سبب خصوصيّت نسبتى كه او راست از تقرّب به خدا و شدّت محبّت و خدمت او براى خداى تعالى . و شكَّى نيست در اينكه از آثار غلبه دوستى با كسى اين است كه محبّت از محبوب به هر كه متعلَّق و منسوب به اوست برسد اگر چه نسبت دورى داشته باشد ، پس هر كه انسانى را شديدا دوست دارد دوست اين انسان و محبوب و خدمتكار او و هر كه او را مدح و ثنا كند دوست دارد ، و دوست دارد كه به رضاى محبوب خود بشتابد ، چنان كه گفته‌اند :
امرّ على الدّيار ديار ليلى أقبّل ذا الجدار و ذا الجدارا و ما حبّ الدّيار شغفن قلبى و لكن حبّ من سكن الدّيارا
« به ديار ليلى مىگذرم و بوسه بر اين ديوار و آن ديوار مىدهم . محبّت ديار نيست كه دلم را فريفته بلكه محبّت كسى است كه در آن ديار ساكن است « . و امّا بغض براى خدا ، اين است كه انسانى انسان ديگر را به سبب نافرمانى و معصيت و مخالفت او با خداى تعالى دشمن داشته باشد ، زيرا كسى كه براى خدا دوست دارد ناگزير براى خدا دشمن دارد ، كه تو اگر انسانى را دوست دارى چون مطيع و محبوب خداست ، اگر خدا را نافرمانى و عصيان كند ناگزير وى را دشمن خواهى داشت ، زيرا او سركش و نزد خدا مبغوض است . عيسى عليه السّلام فرمود :