تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اشاره دارد كه فرمود : « ارواح همچون سپاهيان منظَّماند ، روحهاى آشنا الفت مىگيرند و روحهاى ناآشنا از هم مىرمند » . پس دوستى نتيجه تناسب و سازگارى است كه همان آشنائى و شناختن همديگر باشد ، و دشمنى نتيجه ناآشنائى و نشناختن يكديگر است . معلوم است كه اين قسم از محبّت ربطى به دوستى خدا ندارد ، بلكه دوستى به حسب طبع و خواهش نفس است ، لذا از ايمان به خدا سرچشمه نمىگيرد ، و مىتوان گفت كه اگر به غرض ناپسندى پيوند و اتصال دارد مذموم است ، و گر نه مباحى است كه به ستايش و نكوهش موصوف نيست . دوم - آنكه او را نه براى خود وى بلكه براى محبوبى ديگر دوست دارد ، و اين محبوب فايده دنيوى باشد . شكَّى نيست كه هر چه وسيله اى براى رسيدن به محبوب باشد محبوب است ، و آشكار است كه اين گونه دوستى از جمله دوستى براى خدا نيست . سوم - آنكه او را دوست دارد نه براى خود وى بلكه براى غير او ، و اين غير به بهره ها و فوايد اخروى برگردد نه دنيوى ، مثل دوست داشتن شاگرد استاد را ، تا بدان وسيله به تحصيل علم و نيكو ساختن عمل دست يابد ، و مقصود او از علم و عمل سعادت اخروى است . اين دوستى از جمله دوستى براى خداست و صاحب آن محبّ خدا شمرده مىشود . و همچنين محبّت استاد به شاگرد ، زيرا وى علم را از او فرا مىگيرد و به واسطه او به مرتبه تعليم نائل مىگردد ، و به سبب او به درجه بزرگداشت در ملكوت آسمان ترقّى مىكند . عيسى عليه السّلام فرمود : « كسى كه علم فرا گرفت و عمل كرد و تعليم داد ، در ملكوت آسمان بزرگ خوانده مىشود » . و تعليم جز با متعلَّم صورت نمىپذيرد ، و وى در تحصيل اين كمال در حكم آلت و وسيله است ، و اگر او را دوست دارد براى اين است كه سينه وى كشتزار اوست ، پس او نيز دوستدار خداست . تحقيق مطلب اين است كه : هر كه ديگرى را براى صنعت يا كارش كه موجب تقرّب وى به خداست دوست دارد از جمله دوستداران در راه خداست ، مانند دوستى رساننده صدقه به مستحقّان ، و دوستى آشپزى كه براى مهمانان از جهت تقرّب به خدا