تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
طريق دوم ، يعنى معرفت ، به منزله افشاندن تخم در آن است ، تا درخت دوستى به بار آيد . امّا براى تحصيل معرفت دو راه است : يكى ، كه برتر است ، و آن استدلال به حق بر خلق است ، و اين از آن جهت است كه خدا به خدا شناخته مىشود و غير او يعنى افعال و آثار او به او ، و در كتاب الهى به اين معنى اشاره شده است : « أَ وَلَم يَكفِ بِرَبِّكَ انَّه عَلى كُلِّ شَيءٍ شَهيدٌ » 41 : 53 ( فصلت ، 53 ) « مگر پروردگارت بس نيست كه او بر هر چيز گواه است » . اين راه ناهموار و فهم آن بر بيشتر مردم دشوار است ، و ما در بعضى از كتابهاى الهيّات خود به چگونگى آن اشاره كرده‌ايم . دوم ، كه فروتر است ، استدلال به خلق بر حق - سبحانه - است ، و اين راه در نهايت روشنى و وضوح است ، و بيشتر افهام توانائى پيمودن آن را دارند ، و راهى است گسترده كه شاخه ها و شعبه هاى بسيار دارد ، زيرا هيچ ذرّه اى از ثريّا تا ثرى نيست مگر اينكه در آن آيات و دلائل روشن شگفت آور هست و بر وجود واجب و كمال قدرت و غايت حكومت و نهايت جلال عظمت او دلالت مىكند ، و اين را پايانى نيست : « قُل لَو كانَ البَحرُ مِدادا لِكَلِماتِ رَبّى لَنَفِدَ البَحرُ قَبلَ ان تَنفَدَ كَلِماتُ رَبّى » 18 : 109 ( كهف ، 110 ) « بگو اگر دريا مركَّب براى كلمات پروردگار من باشد ، پيش از آنكه كلمات پروردگارم تمام شود ، دريا پايان پذيرد . . » . و نرسيدن بعضى افهام به اين طريق معرفت خدا با همه روشنى و وضوح آن ، به سبب رو گرداندن از تفكر و تدبّر و اشتغال به شهوات دنيا و لذات نفسانى است . امّا پيمودن اين راه ، يعنى استدلال بر خداى تعالى و بر كمال قدرت و عظمت او ، به تفكر در آيات آفاقى و انفسى ، فرو رفتن در درياى بىكران است ، زيرا شگفتيهاى ملكوت آسمانها و زمين به قدرى است كه احاطه افهام بر آنها ممكن نيست ، و همين قدر از عجايب حكمت تابناك او كه افهام قاصر ما در مىيابد اگر عمرها در