فهميد « . و هر كه اين دو لذت را چشيد البته لذت رياست را ترك مىكند ، و اهل آن را حقير مىشمارد زيرا اين گونه لذت آميخته به كدورات و رنج و محنت است و با مرگ پايان مىپذيرد ، و لذت معرفت خدا و مطالعه صفات و افعال او را اختيار مىكند و مشاهده نظام كشور او را كه در سراسر جهان گسترده است بر مىگزيند ، كه اين گونه لذت از انقطاع و تيرگيها بر كنار است ، و براى همه خواستاران آن فراخى دارد و به سبب بسيارى آنان تنگى در آن نيست ، و دامنه آن از جهت تفهيم و تشبيه از آسمانها و زمين وسيعتر و بزرگتر است ، و در واقع و نفس الامر نهايتى ندارد . و هر كه شناسا و اهل معرفت باشد بواسطه اين مطالعه و مشاهده در بهشت نامتناهى است و در گلستان و بوستان آن برخوردار است و از چشمه هاى زلال آن مىنوشد و از ميوه هاى آن مىچيند ، و بيمى از سپرى شدن و انقطاع آن ندارد ، كه ميوه هاى آن نه پايان پذيرد و نه منع شود ، بلكه جاويدان و هميشگى است كه مرگ را بر آن راهى نيست ، زيرا مرگ نفس ناطقه را كه جايگاه معرفت است از ميان نمىبرد ، و تنها قيود و بندها و موانع آن را بر طرف مىكند . پس همه كرانه هاى ملكوت آسمانها و زمين ، بلكه اقطار عالم ربوبى كه نامتناهى است ، ميدان اهل معرفت است هر جا كه خواهند مقام مىكنند بىآنكه نيازى به حركت بدن داشته باشند يا جاى يكديگر را تنگ كنند ، امّا اين هست كه در وسعت ميدان خود به حسب تفاوتى كه در فراخى نظرها و گسترش معارف دارند مختلفند :
« وَلِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِما عَمِلُوا » 46 : 19 ( انعام ، 132 ، احقاف ، 19 ) « و همه را از آنچه كردهاند مرتبه هاست » .
و تفاوت درجات ايشان به حد و شمار در نمىآيد ، و هر كه اين لذت را ادراك كرد غمهاى او محو و خواهشهايش بر طرف مىگردد ، و دلش مستغرق آن نعمت مىشود ، نه خاطرش بيم دوزخ دارد و نه دلش به اميد بهشت مشغول است تا چه رسد به لذت دنيا و علايق آن . در دنيا و آخرت چنان به ياد پروردگار خويش به كار و از غير بر كنار است كه اگر او را در آتش اندازند احساس نكند و اگر نعيم بهشت بر او عرضه دارند التفات ننمايد كه به بالاترين نعمت رسيده و به غايتى كه فوق آن متصوّر نيست و اصل شده است . و شايد سرور رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم درباره اين لذت - يعنى لذت مطالعه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٠١