فصل 41 تحقيق درباره رؤيت خدا در آخرت و لذّت لقاء او
بدان كه ، چنان كه اشاره شد ، معرفت خدا كه در دنيا حاصل مىشود خالى از تيرگى نيست ، و ليكن وقتى اصل آن در دنيا فراهم آمد در آخرت به قدر صفا و پاكى دلها و تجرّد از علائق دنيوى ظهور و انكشاف مىيابد تا حدّى كه از مشاهده به مراتب روشنتر و آشكارتر مىگردد ، پس تفاوت معرفتى كه در دنيا اكتساب مىشود و آنچه در آخرت از مشاهده و لقاء حاصل مىآيد به فزونى ظهور و هويدائى است .
مثال اين : كسى كه انسانى را ببيند و چشم بر هم نهد ، صورت او را در خيال خود حاضر مىبيند ، و ليكن چون ديده بگشايد تفاوتى بين صورت خيالى و صورتى كه با چشم باز مىبيند مىيابد ، و اين تفاوت بين دو صورت نيست بلكه به سبب زيادتى كشف و وضوح است . پس صورت خيالى به رؤيت از حيث پديدار بودن تمامتر مىشود . بنابراين خيال آغاز ادراك است و رؤيت كمال ادراك خيال است ، و آن نهايت كشف است ، نه براى اينكه ديدن با چشم است ، بلكه اگر خداوند اين ادراك كامل را در سينه يا رخساره يا عضوى ديگر مىآفريد سزاوار بود كه ديدن ناميده شود .
و چون اين را درباره صورتهاى خيالى - يعنى مدركاتى كه در خيال از صور و اجسام وارد مىشود - فهميدى ، معلومات - يعنى آنچه به عقل ادراك مىشود - را با آن مقايسه كن ، و آنچه به خيال در نمىآيد مانند ذات بارى تعالى ، و هر چه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٠٤